parsed

[ایالات متحده]/pɑːst/
[بریتانیا]/pɑrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توصیف شده یا به طور گرامری تحلیل شده (زمان گذشته و شکل ماضی نقلی parse)؛ تحلیل گرامری روی یک جمله انجام شده (شکل ماضی نقلی و زمان گذشته parse)
adj. تحلیل شده یا تجزیه شده

عبارات و ترکیب‌ها

parsed data

داده‌های تجزیه‌شده

parsed file

فایل تجزیه‌شده

parsed output

خروجی تجزیه‌شده

parsed results

نتایج تجزیه‌شده

parsed string

رشته تجزیه‌شده

parsed input

ورودی تجزیه‌شده

parsed logs

لاگ‌های تجزیه‌شده

parsed content

محتوای تجزیه‌شده

parsed format

فرمت تجزیه‌شده

parsed structure

ساختار تجزیه‌شده

جملات نمونه

the data was parsed successfully.

داده‌ها با موفقیت تجزیه شدند.

she parsed the text to find key information.

او متن را تجزیه کرد تا اطلاعات کلیدی را پیدا کند.

the software parsed the log files quickly.

نرم افزار به سرعت فایل های گزارش را تجزیه کرد.

he parsed the code to understand its functionality.

او کد را تجزیه کرد تا عملکرد آن را درک کند.

the xml file was parsed without errors.

فایل XML بدون خطا تجزیه شد.

she parsed the sentences for grammar mistakes.

او جملات را برای یافتن اشتباهات گرامری تجزیه کرد.

they parsed the json response from the api.

آنها پاسخ JSON را از API تجزیه کردند.

the system parsed the input data in real-time.

سیستم داده های ورودی را در زمان واقعی تجزیه کرد.

he parsed the configuration file to make changes.

او فایل پیکربندی را تجزیه کرد تا تغییراتی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید