parvenu

[ایالات متحده]/'pɑːvənuː/
[بریتانیا]/'pɑrvənu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به تازگی ثروتمند شده است، کسی که به تازگی ثروت به دست آورده و به طور متکبرانه یا تحقیرآمیز رفتار می‌کند
Word Forms
جمعparvenus

جملات نمونه

a parvenu swaggering around at a party;

یک تازه‌وارد که با اعتماد به نفس در یک مهمانی قدم می‌زد;

married a parvenu vulgarian;

با یک فرد متکبر و بی‌ادب ازدواج کرد.

The parvenu invited guests but they all hung off.

آن تازه‌وارد مهمان‌ها را دعوت کرد، اما همه از او دوری می‌کردند.

he concealed the details of his parvenu lifestyle.

او جزئیات سبک زندگی تازه‌وارد خود را پنهان کرد.

The parvenu was much too foxy to let slip even a hint of his working-class background.

پارون بسیار بیش از حد حیله‌گر بود که حتی اشاره‌ای به پیشینه طبقات کارگر خود بکند.

The parvenu tried to impress everyone with their newfound wealth.

آن تازه‌وارد سعی کرد با ثروت جدید خود همه را تحت تأثیر قرار دهد.

She felt like a parvenu among the established elite.

او در میان نخبگان برجسته خود را مانند یک تازه‌وارد احساس می‌کرد.

The parvenu's extravagant spending habits raised eyebrows in the community.

عادت‌های خرج کردن اسراف‌بار آن تازه‌وارد باعث تعجب در جامعه شد.

Despite his parvenu status, he was determined to fit in with the upper class.

با وجود وضعیت تازه‌وارد خود، او مصمم بود با طبقه بالا هماهنگ شود.

The parvenu's lack of sophistication was evident in social situations.

عدم ظرافت آن تازه‌وارد در موقعیت‌های اجتماعی آشکار بود.

She felt like a parvenu at the fancy gala, surrounded by established socialites.

او در مهمانی مجلل، در میان اجتماعیان برجسته، خود را مانند یک تازه‌وارد احساس می‌کرد.

The parvenu's flashy displays of wealth only served to alienate them from their peers.

نمایش‌های پر زرق و برق ثروت آن تازه‌وارد تنها باعث دور شدن او از همسالانش شد.

His parvenu behavior made it difficult for him to gain acceptance in exclusive circles.

رفتار آن تازه‌وارد باعث می‌شد که به دست آوردن پذیرش در حلقه‌های انحصاری برای او دشوار باشد.

The parvenu's attempts to mimic the manners of the upper class were met with ridicule.

تلاش‌های آن تازه‌وارد برای تقلید از رفتار طبقه بالا با تمسخر مواجه شد.

She struggled to shed her parvenu image and be taken seriously by the established elite.

او برای دور ریختن چهره تازه‌وارد خود و جدی گرفته شدن توسط نخبگان برجسته تلاش کرد.

نمونه‌های واقعی

Julien was still a parvenu in this respect.

ژولین هنوز یک تازه‌کار در این زمینه بود.

منبع: The Red and the Black (Part Three)

In 1870 the American steel maker was the parvenu of the trade.

در سال 1870، تولیدکننده فولاد آمریکایی یک تازه‌کار در این تجارت بود.

منبع: The Era of Big Business

A parvenu is a person of obscure origin who has gained wealth or a high position; an upstart, in other words.

یک تازه‌کار فردی با اصالت مبهم است که ثروت یا موقعیت بالایی به دست آورده است؛ به عبارت دیگر، یک فرد بلندپرواز.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

America being the parvenu, most people assume that any variations between the two countries result from American innovation, to the (sometimes mock) horror of Britons.

با توجه به اینکه آمریکا یک تازه‌کار است، بیشتر مردم فرض می‌کنند که هرگونه تفاوت بین دو کشور نتیجه نوآوری آمریکایی است، به وحشت (گاهی اوقات مسخره) بریتانیایی‌ها.

منبع: The Economist (Summary)

Napoleon came from an obscure family, while Bismarck came from a family that had a long history back of it; therefore Napoleon is called the parvenu, while Bismarck is entitled the noble.

ناپلئون از یک خانواده مبهم آمده بود، در حالی که بیسمارک از خانواده‌ای با سابقه طولانی پشت سرش آمده بود؛ بنابراین ناپلئون را تازه‌کار می‌نامند، در حالی که بیسمارک شایسته نام اشرافی است.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید