passe

[ایالات متحده]/ˈpæseɪ/
[بریتانیا]/pæˈseɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قدیمی; دیگر در مد نیست; محو شده

جملات نمونه

The time passed pleasantly.

زمان به طور دلپذیر گذشت.

the road passes alongside the viaduct.

جاده در کنار پل عبور می کند.

she passed with honours.

او با افتخار قبول شد.

he passed judgement on the accused.

او درباره متهم قضاوت کرد.

the estate passed by marriage to the Burlingtons.

این املاک از طریق ازدواج به خانواده برلینگتون منتقل شد.

the day and night passed slowly.

روز و شب به آرامی سپری شد.

this was how they passed the time .

اینگونه بود که آنها اوقات خود را گذراندند.

a motion passed by acclamation.

یک پیشنهاد با اکثریت آرا تصویب شد.

the conference passed two resolutions.

کنفرانس دو قطعنامه تصویب کرد.

A week passed very quickly.

یک هفته خیلی سریع گذشت.

The resolution was passed nem.con..

تصمیم با رأی موافق تصویب شد.

The route passes close by the town.

مسیر نزدیک شهر عبور می کند.

The band passed and the crowd cheered.

گروه گذشت و جمعیت تشویق کرد.

The days passed quickly.

روزها به سرعت گذشت.

The wine passed around the table.

شراب دور میز رد شد.

Daylight passed into darkness.

نور روز به تاریکی تبدیل شد.

She passed every test.

او در هر آزمونی قبول شد.

The instructor passed all the candidates.

مربی تمام داوطلبان را قبول کرد.

They passed the news quickly.

آنها به سرعت خبر را منتشر کردند.

نمونه‌های واقعی

This had brought a woman to the station who kept a small rooming-house in a back street, what the French called a maison de passe, to which men could bring women or boys.

این موضوع باعث شد زنی به ایستگاه برسد که در یک کوچه پشتی، خانه‌ای کوچک برای اجاره اتاق داشت، چیزی که فرانسوی‌ها آن را maison de passe می‌گفتند، جایی که مردان می‌توانستند زنان یا پسران را بیاورند.

منبع: Blade (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید