passengers

[ایالات متحده]/ˈpæsɪndʒəz/
[بریتانیا]/ˈpæsɪndʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک وسیله نقلیه سفر می‌کنند؛ مسافران؛ افرادی که وعده‌های غذایی رایگان دریافت می‌کنند؛ افراد بیکار

عبارات و ترکیب‌ها

passengers boarding

مسافران در حال سوار شدن

passengers arriving

مسافران در حال ورود

passengers departing

مسافران در حال خروج

passengers waiting

مسافران منتظر

passengers luggage

بار مسافران

passengers safety

ایمنی مسافران

passengers services

خدمات مسافران

passengers information

اطلاعات مسافران

passengers feedback

بازخورد مسافران

passengers assistance

کمک رسانی به مسافران

جملات نمونه

passengers are required to show their tickets before boarding.

مسافران موظف هستند قبل از سوار شدن بلیط خود را نشان دهند.

the airline informed passengers about the flight delay.

شرکت هواپیمایی مسافران را از تاخیر پرواز مطلع کرد.

passengers should keep their seatbelts fastened during turbulence.

مسافران باید در هنگام تلاطم هوا، کمربندهای ایمنی خود را ببندند.

many passengers prefer window seats for the view.

بسیاری از مسافران صندلی کنار پنجره را به دلیل منظره ترجیح می دهند.

passengers can use the in-flight entertainment system.

مسافران می توانند از سیستم سرگرمی در هواپیما استفاده کنند.

passengers are advised to arrive at the airport early.

توصیه می شود مسافران زودتر به فرودگاه برسند.

the train was crowded with passengers during rush hour.

قطار در ساعات شلوغی با مسافران مملو بود.

passengers must comply with safety regulations at all times.

مسافران باید در همه زمان ها با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشند.

passengers will receive a complimentary meal on long flights.

مسافران در پروازهای طولانی یک وعده غذایی رایگان دریافت خواهند کرد.

passengers can check their luggage at the counter.

مسافران می توانند بار خود را در پیشخوان تحویل دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید