pastures

[ایالات متحده]/'pɑːstʃəz/
[بریتانیا]/'pæstʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین پوشیده از چمن و سایر گیاهان کوتاه مناسب برای چرای حیوانات؛ شرایط زندگی یا کار

عبارات و ترکیب‌ها

green pastures

چمنزارهاى سبز

lush pastures

چمنزارهاى سرسبز

grazing pastures

چمنزارهاى علف‌دار

open pastures

چمنزارهاى باز

rich pastures

چمنزارهاى غنى

wild pastures

چمنزارهاى وحشى

fertile pastures

چمنزارهاى حاصلخيز

pastures green

چمنزارهاى سبز

pastures wide

چمنزارهاى وسيع

pastures rich

چمنزارهاى غنى

جملات نمونه

the cows grazed peacefully in the pastures.

گاوها به آرامی و با آرامش در مراتع چرا می‌کردند.

she took her children to the pastures to play.

او فرزندانش را به مراتع برد تا بازی کنند.

the farmer rotated the animals between different pastures.

کشاورز حیوانات را بین مراتع مختلف جابجا می‌کرد.

in spring, the pastures are lush and green.

در بهار، مراتع سرسبز و سبز هستند.

they built a fence around the pastures to keep the sheep safe.

آنها برای محافظت از گوسفندان، نرده‌ای در اطراف مراتع ساختند.

the pastures provided enough food for the livestock.

مراتع غذای کافی برای دام‌ها فراهم می‌کردند.

wildflowers bloomed beautifully in the pastures.

گل‌های وحشی به زیبایی در مراتع شکوفا می‌شدند.

pastures are essential for sustainable farming practices.

مراتع برای شیوه‌های کشاورزی پایدار ضروری هستند.

the children loved to run through the open pastures.

بچه‌ها عاشق دویدن در مراتع باز بودند.

we often see deer grazing in the pastures at dawn.

ما اغلب در سپیده دم، گوزن‌ها را در مراتع می‌بینیم که چرا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید