pebbles

[ایالات متحده]/[ˈpeblz]/
[بریتانیا]/[ˈpeblz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ‌های کوچک و گرد، معمولاً در سواحل یا رودخانه‌ها یافت می‌شوند؛ یک تکه کوچک و گرد از چیزی مانند سنگ‌ریزه یا سنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

pebbles on the beach

سنگریزه های ساحلی

collecting pebbles

جمع آوری سنگریزه

pebble beach

ساحل سنگریزه

pebbles scattered

سنگریزه های پراکنده

throwing pebbles

پرتاب سنگریزه

pebble dash

نقاشی با سنگریزه

pebbled surface

سطح سنگریزه دار

pebbles rolled

سنگریزه های چرخیده

small pebbles

سنگریزه های کوچک

pebbles glowed

سنگریزه ها درخشیدند

جملات نمونه

the children collected colorful pebbles on the beach.

کودکان سنگ‌های رنگارنگ را در ساحل جمع‌آوری کردند.

he skipped pebbles across the still lake surface.

او سنگ‌ها را روی سطح آرام دریاچه پرتاب کرد.

the path was paved with small, smooth pebbles.

مسیر با سنگ‌های کوچک و صاف پوشیده شده بود.

she filled her pockets with interesting pebbles.

او جیب‌هایش را با سنگ‌های جالب پر کرد.

we built a miniature castle out of pebbles.

ما یک قلعه کوچک از سنگ‌ها ساختیم.

the riverbed was covered in smooth, grey pebbles.

بستر رودخانه با سنگ‌های صاف و خاکستری پوشیده شده بود.

he scattered pebbles around the base of the tree.

او سنگ‌ها را در اطراف پایه درخت پراکنده کرد.

the artist used pebbles to create a mosaic.

هنرمند از سنگ‌ها برای ایجاد یک موزاییک استفاده کرد.

she carefully arranged the pebbles in a circle.

او با دقت سنگ‌ها را در یک دایره مرتب کرد.

the stream gurgled over the loose pebbles.

جوی آب از روی سنگ‌های شل و ول جاری می‌شد.

he found a pocket full of shiny pebbles.

او جیبی پر از سنگ‌های براق پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید