penmanship

[ایالات متحده]/ˈpɛn.mən.ʃɪp/
[بریتانیا]/ˈpɛn.mən.ʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا مهارت نوشتن با دست؛ سبک یا کیفیت خط دست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

good penmanship

خوشنویسی خوب

neat penmanship

خوشنویسی مرتب

poor penmanship

خوشنویسی ضعیف

legible penmanship

خوشنویسی خوانا

cursive penmanship

خوشنویسی نستعلیق

improve penmanship

بهبود خوشنویسی

practice penmanship

تمرین خوشنویسی

beautiful penmanship

خوشنویسی زیبا

penmanship skills

مهارت های خوشنویسی

penmanship lessons

درس های خوشنویسی

جملات نمونه

her penmanship is so beautiful that everyone admires it.

خوشنویسی او آنقدر زیباست که همه آن را تحسین می‌کنند.

he practiced his penmanship daily to improve his writing skills.

او روزانه برای بهبود مهارت‌های نوشتاری خود، خوشنویسی تمرین می‌کرد.

good penmanship can make your notes easier to read.

خوشنویسی خوب می‌تواند یادداشت‌های شما را آسان‌تر برای خواندن کند.

her penmanship was so neat that it impressed the teacher.

خوشنویسی او آنقدر مرتب بود که معلم را تحت تاثیر قرار داد.

he won a prize for his exceptional penmanship in the competition.

او جایزه ای برای خوشنویسی استثنایی خود در مسابقه برد.

improving your penmanship takes time and practice.

بهبود خوشنویسی شما زمان و تمرین می‌برد.

she was recognized for her penmanship at the school awards ceremony.

او به خاطر خوشنویسی خود در مراسم اهدای جوایز مدرسه مورد تقدیر قرار گرفت.

teachers often emphasize the importance of good penmanship.

معلمان اغلب بر اهمیت خوشنویسی خوب تاکید می‌کنند.

he admired her penmanship and asked for tips on improving his own.

او از خوشنویسی او تحسین کرد و برای بهبود خود راهنمایی خواست.

the calligraphy class focused on developing penmanship skills.

کلاس خوشنویسی بر توسعه مهارت‌های خوشنویسی تمرکز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید