pennage

[ایالات متحده]/[ˈpɛnɪdʒ]/
[بریتانیا]/[ˈpɛnɪdʒ]/

ترجمه

n. یک هزینه کوچکی که توسط یک تهیه کننده (وینتر) برای مزایای خرید شامپاگن مستقیم از آنها دریافت می‌شود؛ هزینه‌ای برای مزایای خرید شامپاگن مستقیم از تولید کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

paying pennage

پرداخت پنیج

pennage costs

هزینه پنیج

avoid pennage

پرهیز از پنیج

pennage system

سیستم پنیج

high pennage

پنیج بالا

pennage charges

مبالغ پنیج

pennage zone

منطقه پنیج

pennage rates

نرخ پنیج

reduced pennage

پنیج کاهش یافته

pennage collection

جمع آوری پنیج

جملات نمونه

the pennage of the estate will be divided among his children.

سهم میراث بین فرزندان او تقسیم خواهد شد.

she calculated the pennage of the inheritance carefully.

او به دقت سهم وراثت را محاسبه کرد.

the lawyer explained the pennage distribution process.

دادستان فرآیند توزیع سهم را توضیح داد.

each sibling received an equal pennage of their parents' property.

هر برادر و خواهر سهم مساوی از مالکیت والدین خود را دریافت کرد.

the will stipulated the pennage for each beneficiary.

وصیت نامه سهم هر فاید جو را مشخص کرد.

disputes often arise over the pennage of a family business.

میانزدی اغلب در مورد سهم یک کسب و کار خانوادگی پیش می آید.

they agreed on a fair pennage for each family member.

آنها برای هر عضو خانواده سهم عادلانه ای توافق کردند.

the pennage of the artwork was a significant sum.

سهم اثر هنری مبلغی قابل توجه بود.

he wanted to ensure a just pennage for his sister.

او می خواست سهم عادلانه ای برای خواهرش تضمین کند.

the pennage calculation was complex due to multiple heirs.

محاسبه سهم به دلیل وجود چند وارث پیچیده بود.

the court determined the pennage of the deceased's assets.

دیوان سهم دارایی های فوت شده را تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید