penne

[ایالات متحده]/ˈpɛneɪ/
[بریتانیا]/ˈpɛn.eɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پاستا که شبیه لوله است؛ پاستای ایتالیایی
Word Forms
جمعpennes

عبارات و ترکیب‌ها

penne pasta

غذای پنه

penne arrabbiata

پنه آربیاتا

penne alfredo

پنه الفردو

penne salad

سالاد پنه

penne primavera

پنه پرایماورا

penne with cheese

پنه با پنیر

penne bolognese

پنه بولونیز

penne bake

پنه بیک

spicy penne

پنه تند

penne dish

غذا با پنه

جملات نمونه

i love to cook penne with marinara sauce.

من عاشق پخت پنه با سس مارینارا هستم.

she prefers penne over spaghetti for her pasta dishes.

او ترجیح می‌دهد برای غذاهای پاستایی خود پنه را نسبت به اسپاگتی.

we enjoyed a delicious penne alfredo for dinner.

ما از یک غذای پنه آلفردو خوشمزه برای شام لذت بردیم.

penne can be served with various sauces and toppings.

می‌توان پنه را با انواع سس‌ها و افزودنی‌ها سرو کرد.

they often make a salad with penne and fresh vegetables.

آنها اغلب سالادی با پنه و سبزیجات تازه درست می‌کنند.

for a quick meal, i usually prepare penne with pesto.

برای یک وعده غذایی سریع، معمولاً پنه با پستو درست می‌کنم.

he added grilled chicken to his penne dish.

او مرغ گریل شده به غذای پنه خود اضافه کرد.

the recipe calls for penne, but you can use any pasta.

دستور العمل پنه را طلب می‌کند، اما می‌توانید از هر نوع پاستایی استفاده کنید.

she garnished her penne with parmesan cheese and basil.

او پنه خود را با پنیر پارمسان و ریحان تزئین کرد.

we had a family gathering and served penne as the main dish.

ما یک دورهمی خانوادگی داشتیم و پنه را به عنوان غذای اصلی سرو کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید