perfumeless

[ایالات متحده]/[ˈpɜːfjuːmləs]/
[بریتانیا]/[ˈpɜːrfjuːmləs]/

ترجمه

adj. بدون بو یا عطر؛ فاقد عطر.

عبارات و ترکیب‌ها

perfumeless flower

گیاه بی‌عطر

a perfumeless room

یک اتاق بی‌عطر

remained perfumeless

بی‌عطر ماند

perfumeless air

هوا بی‌عطر

being perfumeless

بودن بی‌عطر

utterly perfumeless

کاملاً بی‌عطر

a perfumeless candle

یک شمع بی‌عطر

seemingly perfumeless

به نظر می‌رسد بی‌عطر است

perfectly perfumeless

کاملاً بی‌عطر

was perfumeless

بی‌عطر بود

جملات نمونه

the new laundry detergent is surprisingly perfumeless.

پاک کننده جدید لباس‌های شسته شده به طور شگفت‌آوری عطر ندارد.

we prefer a perfumeless hand soap for sensitive skin.

ما بهتر است از یک صابون دستی بدون عطر برای پوست حساس استفاده کنیم.

the hotel offered a perfumeless room option for guests.

هتل یک گزینه اتاق بدون عطر برای مهمانان ارائه داد.

she uses a perfumeless lotion to avoid irritation.

او از یک لوسیون بدون عطر استفاده می‌کند تا از ایритاسیون جلوگیری کند.

the air freshener is perfumeless and hypoallergenic.

این اسپری تازگر هوا بدون عطر و با علرگی‌کم است.

he likes the perfumeless candles for a calming atmosphere.

او از شمع‌های بدون عطر برای ایجاد یک فضای آرام‌بخش استفاده می‌کند.

the baby shampoo is gentle and perfumeless.

شامپو نوزاد ملایم و بدون عطر است.

i bought a perfumeless cleaning solution for the kitchen.

من یک راه‌حل تمیز کننده بدون عطر برای آشپزخانه خریداری کردم.

the artist used a perfumeless oil paint to avoid interference.

هنرمند از رنگ روغنی بدون عطر استفاده کرد تا از مداخله جلوگیری کند.

the perfumeless fabric softener is ideal for allergies.

میان‌کننده پارچه بدون عطر برای حساسیت‌ها مناسب است.

we appreciate the perfumeless design of the packaging.

ما طراحی بدون عطر بسته‌بندی را ارزشمند می‌دانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید