periosteal

[ایالات متحده]/[ˌpɪərɪˈɒstɪəl]/
[بریتانیا]/[ˌpɪərɪˈoʊstɪəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پریوستیوم؛ قرار گرفته در یا نزدیک پریوستیوم.

عبارات و ترکیب‌ها

periosteal margin

حاشیه پریوست

periosteal reaction

reaksiyon پریوست

periosteal elevation

بالا رفتن پریوست

periosteal thickening

ضخیم شدن پریوست

periosteal new bone

استخوان جدید پریوست

periosteally located

قرار گرفته در پریوست

periosteal stripping

پویش پریوست

periosteal hematoma

هماتوم پریوست

periosteal layer

لایه پریوست

periosteal surface

سطح پریوست

جملات نمونه

the periosteal reaction indicated a healing fracture.

reaksiون پریوستیت نشان دهنده شفای شکستگی بود.

periosteal bone formation is crucial for fracture repair.

تشکیل استخوان پریوستیت برای ترمیم شکستگی حیاتی است.

we observed a prominent periosteal ridge along the shaft.

ما یک تپه پریوستیت متمایز را در طول بدنه مشاهده کردیم.

the periosteal layer provides nutrients to the bone.

لایه پریوستیت به استخوان مواد مغذی می دهد.

periosteal stripping can occur during aggressive manipulation.

پویش پریوستیت در حین مداخله فعال ممکن است رخ دهد.

a periosteal biopsy was taken to rule out malignancy.

برای رد مالیگانسیته، یک بیopsی پریوستیت انجام شد.

the periosteal vasculature is essential for bone health.

سیستم عروقی پریوستیت برای سلامت استخوان ضروری است.

periosteal new bone formation is a sign of healing.

تشکیل استخوان جدید در پریوستیت نشانه شفای است.

the radiograph showed a widened periosteal space.

رادیوگراف یک فضای پریوستیت گسترده نشان داد.

periosteal injury can lead to chronic pain.

آسیب پریوستیت می تواند به درد مزمن منجر شود.

we assessed the periosteal response to the implant.

ما پاسخ پریوستیت به پیوند را ارزیابی کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید