periurbanize rural areas
پریاوربانیزه کردن مناطق روستایی
periurbanized the countryside
روستاها را پریاوربانیزه کردن
to periurbanize villages
پریاوربانیزه کردن روستاها
periurbanized fringe zones
منطقههای کرانهای پریاوربانیزه شده
plan to periurbanize
برنامهریزی برای پریاوربانیزه کردن
the rural areas continue to periurbanize as cities expand.
منطقه روستایی به طور مداوم در حال پریاوربایز شدن است وقتی شهرها گسترش مییابند.
these regions rapidly periurbanize due to economic development.
این مناطق به سرعت پریاوربایز میشوند به دلیل توسعه اقتصادی.
planning policies aim to periurbanize the surrounding lands sustainably.
سیاستهای برنامهریزی به منظور پریاوربایز کردن زمینهای اطراف به صورت پایدار هستند.
communities near major cities often periurbanize within decades.
جامعههای نزدیک به شهرهای بزرگ معمولاً در دههها پریاوربایز میشوند.
the government wants to periurbanize the periphery systematically.
دولت میخواهد حاشیهها را به طور سیستماتیک پریاوربایز کند.
developers tend to periurbanize fertile agricultural zones.
توسعهدهندگان تمایل دارند مناطق کشاورزی خصیف را پریاوربایز کنند.
this district began to periurbanize after the highway was built.
این منطقه پس از ساخت جاده شروع به پریاوربایز کرد.
urban planners study how to periurbanize without destroying farmland.
برنامهریزان شهری مطالعاتی درباره چگونگی پریاوربایز کردن بدون تخریب زمینهای کشاورزی انجام میدهند.
migration patterns cause villages to periurbanize quickly.
الگوهای مهاجرت باعث میشود روستاهای به سرعت پریاوربایز شوند.
the area heavily periurbanized during the last twenty years.
این منطقه در طول دهههای گذشته به شدت پریاوربایز شد.
infrastructure projects often periurbanize remote settlements.
پروژههای زیرساختی اغلب روستاهای دورافتاده را پریاوربایز میکنند.
periurbanize rural areas
پریاوربانیزه کردن مناطق روستایی
periurbanized the countryside
روستاها را پریاوربانیزه کردن
to periurbanize villages
پریاوربانیزه کردن روستاها
periurbanized fringe zones
منطقههای کرانهای پریاوربانیزه شده
plan to periurbanize
برنامهریزی برای پریاوربانیزه کردن
the rural areas continue to periurbanize as cities expand.
منطقه روستایی به طور مداوم در حال پریاوربایز شدن است وقتی شهرها گسترش مییابند.
these regions rapidly periurbanize due to economic development.
این مناطق به سرعت پریاوربایز میشوند به دلیل توسعه اقتصادی.
planning policies aim to periurbanize the surrounding lands sustainably.
سیاستهای برنامهریزی به منظور پریاوربایز کردن زمینهای اطراف به صورت پایدار هستند.
communities near major cities often periurbanize within decades.
جامعههای نزدیک به شهرهای بزرگ معمولاً در دههها پریاوربایز میشوند.
the government wants to periurbanize the periphery systematically.
دولت میخواهد حاشیهها را به طور سیستماتیک پریاوربایز کند.
developers tend to periurbanize fertile agricultural zones.
توسعهدهندگان تمایل دارند مناطق کشاورزی خصیف را پریاوربایز کنند.
this district began to periurbanize after the highway was built.
این منطقه پس از ساخت جاده شروع به پریاوربایز کرد.
urban planners study how to periurbanize without destroying farmland.
برنامهریزان شهری مطالعاتی درباره چگونگی پریاوربایز کردن بدون تخریب زمینهای کشاورزی انجام میدهند.
migration patterns cause villages to periurbanize quickly.
الگوهای مهاجرت باعث میشود روستاهای به سرعت پریاوربایز شوند.
the area heavily periurbanized during the last twenty years.
این منطقه در طول دهههای گذشته به شدت پریاوربایز شد.
infrastructure projects often periurbanize remote settlements.
پروژههای زیرساختی اغلب روستاهای دورافتاده را پریاوربایز میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید