phallus

[ایالات متحده]/'fæləs/
[بریتانیا]/'fæləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو تناسلی مرد; تصویری از عضو تناسلی مرد; پیش ساز عضو جفت گیری.

جملات نمونه

The ancient statue featured a prominent phallus.

مجسمه باستانی دارای یک فرعون برجسته بود.

The artist used the phallus as a symbol of fertility in the painting.

هنرمند از فرعون به عنوان نمادی از باروری در نقاشی استفاده کرد.

Some cultures view the phallus as a symbol of power and masculinity.

برخی از فرهنگ‌ها فرعون را به عنوان نمادی از قدرت و مردانگی می‌بینند.

The phallus is a common motif in ancient art and architecture.

فرعون یک طرح رایج در هنر و معماری باستانی است.

In some rituals, the phallus is worshipped as a symbol of virility.

در برخی از مناسک، فرعون به عنوان نمادی از قدرت مردانه مورد پرستش قرار می گیرد.

The phallus is often associated with concepts of fertility and creation.

فرعون اغلب با مفاهیمی مانند باروری و خلقت مرتبط است.

Freudian psychology explores the symbolism of the phallus in dreams and subconscious desires.

روانشناسی فرویدی به بررسی نمادپردازی فرعون در رویاها و خواسته‌های ناخودآگاه می‌پردازد.

The phallus has been a subject of study in various fields, including anthropology and art history.

فرعون موضوع مطالعه در زمینه‌های مختلف از جمله مردم‌شناسی و تاریخ هنر بوده است.

Some ancient cultures believed in the protective power of amulets shaped like phalluses.

برخی از فرهنگ‌های باستانی به قدرت محافظتی طلسم‌هایی که به شکل فرعون بودند اعتقاد داشتند.

The phallus plays a significant role in certain religious ceremonies and rites.

فرعون نقش مهمی در آیین‌ها و مناسک مذهبی خاص ایفا می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Indeed, she said, it was not a phallus at all, but “Little Louise”.

در واقع، او گفت، اصلاً یک فرضی نبود، بلکه "لوئیز کوچک" بود.

منبع: The Economist - Comprehensive

Females urinate through these 7-inch long phalluses, and they’re fully erectile.

زنان از طریق این فرضی‌های ۷ اینچی ادرار می‌کنند و کاملاً نعوظ می‌کنند.

منبع: "Minute Earth" Fun Science Popularization

Not just the phallus on its own, of course, but, also, that luckiest of people in the world - an owner of a phallus.

البته نه فقط فرضی به تنهایی، بلکه همچنین، خوشبخت‌ترین افراد جهان - صاحب یک فرضی.

منبع: BBC Ideas

A beautiful white marble piece called “Cumul I” (1969) which seemed to show a cluster of eyes, or yet more phalluses, emerging from sheets, was about huddling together, she said; or just a collection of clouds.

یک قطعه مرمر سفید زیبا به نام "کومول من" (۱۹۶۹) که به نظر می‌رسید مجموعه‌ای از چشم‌ها یا فرضی‌های بیشتر را نشان می‌دهد که از زیر پارچه‌ها بیرون می‌آیند، در حال جمع شدن بود، او گفت؛ یا صرفاً مجموعه‌ای از ابرها.

منبع: The Economist - Comprehensive

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید