phishing

[ایالات متحده]/ˈfɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تقلبی ارسال ایمیل‌هایی که وانمود می‌کنند از منابع معتبر هستند تا اطلاعات شخصی را سرقت کنند

عبارات و ترکیب‌ها

phishing attack

حمله فیشینگ

phishing email

ایمیل فیشینگ

phishing scam

کلاهبرداری فیشینگ

phishing site

سایت فیشینگ

phishing link

لینک فیشینگ

phishing attempt

تلاش فیشینگ

phishing protection

محافظت در برابر فیشینگ

phishing detection

تشخیص فیشینگ

phishing warning

هشدار فیشینگ

phishing software

نرم‌افزار ضد فیشینگ

جملات نمونه

phishing attacks are becoming more sophisticated.

حملات فیشینگ پیچیده‌تر می‌شوند.

always be cautious of phishing emails.

همیشه در مورد ایمیل‌های فیشینگ محتاط باشید.

many people fall victim to phishing scams.

بسیاری از افراد قربانی کلاهبرداری‌های فیشینگ می‌شوند.

phishing can lead to identity theft.

فیشینگ می‌تواند منجر به سرقت هویت شود.

educating users can help prevent phishing.

آموزش کاربران می‌تواند به جلوگیری از فیشینگ کمک کند.

phishing websites often look very legitimate.

وب‌سایت‌های فیشینگ اغلب بسیار معتبر به نظر می‌رسند.

be wary of links in phishing messages.

در مورد پیوندهای موجود در پیام‌های فیشینگ محتاط باشید.

phishing is a common cyber threat.

فیشینگ یک تهدید سایبری رایج است.

reporting phishing attempts can help others.

گزارش تلاش‌های فیشینگ می‌تواند به دیگران کمک کند.

using two-factor authentication can reduce phishing risks.

استفاده از احراز هویت دو عاملی می‌تواند خطر فیشینگ را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید