photovoltaic

[ایالات متحده]/ˌfəʊtəʊvɒl'teɪɪk/
[بریتانیا]/ˌfotovɑl'teɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربوط به تبدیل نور به برق.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

photovoltaic effect

اثر فتوولتائیک

photovoltaic cell

سلول خورشیدی

جملات نمونه

Due to dopant migration, build-in electric field exists in the device.There is open-circuit photoresponse, the detector can operate in photovoltaic mode.

به دلیل مهاجرت ناخالصی، یک میدان الکتریکی داخلی در دستگاه وجود دارد. پاسخ نوری مدار باز وجود دارد، آشکارساز می‌تواند در حالت فتوولتیک کار کند.

Photovoltaic parts: storage cell, cell charger, controller, transverter, recorder, inverter, monitor, mounting system, tracking system, solar cable etc.

قطعات فتوولتائیک: سلول ذخیره سازی، شارژر سلول، کنترلر، ترانسورت، ضبط کننده، اینورتر، مانیتور، سیستم نصب، سیستم ردیابی، کابل خورشیدی و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید