picnics

[ایالات متحده]/ˈpɪknɪks/
[بریتانیا]/ˈpɪknɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وعده‌های غذایی یا گردهمایی‌های در فضای باز
v. به یک وعده غذایی یا گردهمایی در فضای باز رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

summer picnics

پیknیک‌های تابستانی

family picnics

پیknیک‌های خانوادگی

outdoor picnics

پیknیک‌های فضای باز

picnics planned

پیknیک‌های برنامه‌ریزی‌شده

picnics ideas

ایده‌های پیknیک

picnics basket

سبد پیknیک

picnics menu

منوی پیknیک

picnics spots

محل‌های پیknیک

picnics season

فصل پیknیک

picnics fun

سرگرمی پیknیک

جملات نمونه

we love to have picnics in the park.

ما عاشق برپایی پیک‌نیک در پارک هستیم.

picnics are a great way to enjoy nature.

پیک‌نیک‌ها راهی عالی برای لذت بردن از طبیعت هستند.

don't forget to pack sandwiches for the picnics.

فراموش نکنید ساندویچ برای پیک‌نیک‌ها همراه داشته باشید.

we often organize family picnics during the summer.

ما اغلب پیک‌نیک‌های خانوادگی را در طول تابستان برگزار می‌کنیم.

she brought a blanket for the picnics.

او یک پتو برای پیک‌نیک‌ها آورد.

picnics can be fun for both kids and adults.

پیک‌نیک‌ها می‌توانند هم برای بچه‌ها و هم برای بزرگسالان سرگرم‌کننده باشند.

they planned a surprise picnic for her birthday.

آنها یک پیک‌نیک غافلگیرانه برای تولد او برنامه‌ریزی کردند.

picnics allow us to relax and unwind.

پیک‌نیک‌ها به ما این امکان را می‌دهند که استراحت کنیم و آرامش بگیریم.

we enjoy playing games during our picnics.

ما از بازی کردن در طول پیک‌نیک‌های خود لذت می‌بریم.

pack some drinks for the picnics.

چند نوشیدنی برای پیک‌نیک‌ها همراه داشته باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید