| جمع | pigeons |
flock of pigeons
گله کبوترها
carrier pigeon
کبوتر حامل
pigeon coop
پرنده سرای کبوتر
pigeon racing
مسابقه کبوتر
white pigeon
کبوتر سفید
pigeon droppings
فضولات کبوتر
pigeon pair
جفت کبوتر
homing pigeon
کبوتر نامه
pigeon feed
خوراک کبوتر
young pigeon
کبوتر جوان
Pigeons are sedentary birds.
کبوترها پرندگانی هستند که سبک زندگی نشسته ای دارند.
we won't pigeon-hole you as a scientist.
ما شما را به عنوان یک دانشمند دستهبندی نخواهیم کرد.
Instinct led the pigeons back to the roost.
غریزه کبوترها را به سمت لانه بازگرداند.
visitors can partake in golfing or clay pigeon shooting.
بازدیدکنندگان می توانند در گلف یا تیراندازی با کلاغ خاکی شرکت کنند.
Pigeons preened their wings and cooed.
کبوترها پرهای خود را مرتب میکردند و به زبان میآوردند.
The pigeon homed from a distance of 100 miles.
کبوتر از فاصله 100 مایلی به خانه بازگشت.
The boy frightened away the pigeons from the roof.
پسر کبوترها را از پشت بام دور کرد.
Keeping carrier pigeons is his hobby.
پرورش کلاغهای حامل سرگرمی اوست.
A pigeon strutted along the roof, cooing rhythmically.
یک کبوتر با وقار در امتداد سقف قدم میزد و به طور ریتمیک همهمی میکرد.
she pigeon-holed her worry about him.
او نگرانی خود را در مورد او دستهبندی کرد.
Yesterday, a pigeon carried the first message from Pinhurst to Silbury.
دیروز، یک کبوتر اولین پیام را از پینهراست به سیلبری حمل کرد.
the usual motley crowd of tourists, hawkers and pigeons
معمولاً گروهی رنگارنگ از گردشگران، دستفروشان و کبوترها
Pigeons navigate less accurately when the earth’s magnetic field is disturbed.
کبوترها زمانی که میدان مغناطیسی زمین مختل میشود، کمتر دقیقتر حرکت میکنند.
But they also thanked a short-legged pouter pigeon of a man named Erich Raeder.
اما آنها از یک مرد با پای کوتاه به نام اریک رادر نیز تشکر کردند.
ANTHONY : Hey, doofus, what're you looking for? Fellow pigeons?
آنتونی: هی، ای دیفوس، دنبال چه میگردی؟ کبوترهای همنوع؟
After all,young pigeons called scrab(squab) has(have) been raised for centuries for food.Tony *(Barwick) is president of *(the Palmetto Pigeon Plant) pegeon * in South *(Carolina).
در نهایت، جوجههای کبوتر که به اسکراب (کبک) معروف هستند، از دیرباز برای غذا پرورش داده شدهاند. تونی (بارویک) رئیس (کارخانه کبوتر پالمتو) کبوتر در جنوب (کارولینای جنوبی) است.
I must search in the drowsy shade of the bakula grove, where pigeons coo in their corner, and fairies' anklets tinkle in the stillness of starry nights.
من باید در سایه ملایم درختان باکولا جستجو کنم، جایی که کبوترها در گوشه خود همنوا میشوند و زنگولههای النگوی پریان در سکوت شبهای پرستاره زنگ میزنند.
flock of pigeons
گله کبوترها
carrier pigeon
کبوتر حامل
pigeon coop
پرنده سرای کبوتر
pigeon racing
مسابقه کبوتر
white pigeon
کبوتر سفید
pigeon droppings
فضولات کبوتر
pigeon pair
جفت کبوتر
homing pigeon
کبوتر نامه
pigeon feed
خوراک کبوتر
young pigeon
کبوتر جوان
Pigeons are sedentary birds.
کبوترها پرندگانی هستند که سبک زندگی نشسته ای دارند.
we won't pigeon-hole you as a scientist.
ما شما را به عنوان یک دانشمند دستهبندی نخواهیم کرد.
Instinct led the pigeons back to the roost.
غریزه کبوترها را به سمت لانه بازگرداند.
visitors can partake in golfing or clay pigeon shooting.
بازدیدکنندگان می توانند در گلف یا تیراندازی با کلاغ خاکی شرکت کنند.
Pigeons preened their wings and cooed.
کبوترها پرهای خود را مرتب میکردند و به زبان میآوردند.
The pigeon homed from a distance of 100 miles.
کبوتر از فاصله 100 مایلی به خانه بازگشت.
The boy frightened away the pigeons from the roof.
پسر کبوترها را از پشت بام دور کرد.
Keeping carrier pigeons is his hobby.
پرورش کلاغهای حامل سرگرمی اوست.
A pigeon strutted along the roof, cooing rhythmically.
یک کبوتر با وقار در امتداد سقف قدم میزد و به طور ریتمیک همهمی میکرد.
she pigeon-holed her worry about him.
او نگرانی خود را در مورد او دستهبندی کرد.
Yesterday, a pigeon carried the first message from Pinhurst to Silbury.
دیروز، یک کبوتر اولین پیام را از پینهراست به سیلبری حمل کرد.
the usual motley crowd of tourists, hawkers and pigeons
معمولاً گروهی رنگارنگ از گردشگران، دستفروشان و کبوترها
Pigeons navigate less accurately when the earth’s magnetic field is disturbed.
کبوترها زمانی که میدان مغناطیسی زمین مختل میشود، کمتر دقیقتر حرکت میکنند.
But they also thanked a short-legged pouter pigeon of a man named Erich Raeder.
اما آنها از یک مرد با پای کوتاه به نام اریک رادر نیز تشکر کردند.
ANTHONY : Hey, doofus, what're you looking for? Fellow pigeons?
آنتونی: هی، ای دیفوس، دنبال چه میگردی؟ کبوترهای همنوع؟
After all,young pigeons called scrab(squab) has(have) been raised for centuries for food.Tony *(Barwick) is president of *(the Palmetto Pigeon Plant) pegeon * in South *(Carolina).
در نهایت، جوجههای کبوتر که به اسکراب (کبک) معروف هستند، از دیرباز برای غذا پرورش داده شدهاند. تونی (بارویک) رئیس (کارخانه کبوتر پالمتو) کبوتر در جنوب (کارولینای جنوبی) است.
I must search in the drowsy shade of the bakula grove, where pigeons coo in their corner, and fairies' anklets tinkle in the stillness of starry nights.
من باید در سایه ملایم درختان باکولا جستجو کنم، جایی که کبوترها در گوشه خود همنوا میشوند و زنگولههای النگوی پریان در سکوت شبهای پرستاره زنگ میزنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید