piglet

[ایالات متحده]/'pɪɡlət/
[بریتانیا]/'pɪɡlət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خوک جوان
Word Forms
جمعpiglets

عبارات و ترکیب‌ها

cute piglet

خوکچه ناز

newborn piglet

خوکچه تازه متولد شده

playful piglet

خوکچه بازیگوش

snuggling piglet

خوکچه در حال بغل کردن

pink piglet

خوکچه صورتی

جملات نمونه

Traditionally piglets were weaned at eight weeks.

به طور سنتی، بره های جوان در سن هشت هفته از مادر جدا می شدند.

piglets born into a sterile bubble.

بره های متولد شده در یک حباب استریل.

There'll be the devil to pay if you allow the piglets inside the house.

اگر اجازه دهید بره ها وارد خانه شوند، مشکلات زیادی پیش خواهد آمد.

The piglets had the buttermilk and loved it.

بره ها آب پنیرمایه را خوردند و از آن لذت بردند.

Benign enzootic paresis affects young, unweaned piglets for the most part .

فلج آنزوتیک خوش خیم بیشتر بر روی بره های جوان و شیرخوارگیرا تاثیر می گذارد.

The results showed that lactic acid bacteria could increase the number of oxyntic cells in fundic gland of piglets after weaning (P0.05).

نتایج نشان داد که باکتری‌های اسید لاکتیک می‌توانند تعداد سلول‌های اکسی‌نتیک را در غده‌های فوندیک در بره‌ها پس از شیر گرفتن افزایش دهند (P0.05).

The present study is the first to report on the usefulness of puromycin for production of enhanced green fluorescent protein (EGFP) transgenic piglets after somatic cell cloning and embryo transfer.

مطالعه حاضر اولین مطالعه ای است که گزارش می دهد از مفید بودن پورومایسین برای تولید جوجه های برترنس ژنتیک (EGFP) ترانس ژنتیک پس از کلونینگ سلول های سوماتیک و انتقال جنین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید