| جمع | pillowcases |
soft pillowcase
محافظت نرم
satin pillowcase
محافظت ساتن
cotton pillowcase
محافظت پنبهای
decorative pillowcase
محافظت تزئینی
I bought a pillowcase yesterday.
من دیروز یک روبالشتی خریدم.
I finished the pillowcase with a border of lace.
من روبالشتی را با یک حاشیه لبهدار به پایان رساندم.
I need to buy a new pillowcase for my bed.
من باید یک روبالشتی جدید برای تختخوابم بخرم.
The pillowcase is made of soft cotton material.
روبالشتی از جنس پارچه پنبه نرم ساخته شده است.
She likes to change the pillowcase to match the bedsheet.
او دوست دارد روبالشتی را با ملحفه هماهنگ کند.
The pillowcase has a floral pattern on it.
روبالشتی دارای یک طرح گلدار است.
I found a stain on the pillowcase and had to wash it.
من یک لکه روی روبالشتی پیدا کردم و مجبور شدم آن را بشویم.
The pillowcase comes in a set with matching bedsheets.
روبالشتی به همراه ملحفه های هماهنگ به فروش می رسد.
She embroidered her initials on the pillowcase as a personal touch.
او حروف اول نام خود را روی روبالشتی گلدوزی کرد تا یک لمس شخصی باشد.
I like to fluff up the pillowcase before going to bed.
من دوست دارم روبالشتی را قبل از خوابیدن پف کنم.
The hotel provides fresh pillowcases for each guest.
هتل روبالشتی های تازه برای هر مهمان ارائه می دهد.
I always keep an extra pillowcase in my closet for emergencies.
من همیشه یک روبالشتی اضافی را در کمد لباس خود برای مواقع اضطراری نگه می دارم.
soft pillowcase
محافظت نرم
satin pillowcase
محافظت ساتن
cotton pillowcase
محافظت پنبهای
decorative pillowcase
محافظت تزئینی
I bought a pillowcase yesterday.
من دیروز یک روبالشتی خریدم.
I finished the pillowcase with a border of lace.
من روبالشتی را با یک حاشیه لبهدار به پایان رساندم.
I need to buy a new pillowcase for my bed.
من باید یک روبالشتی جدید برای تختخوابم بخرم.
The pillowcase is made of soft cotton material.
روبالشتی از جنس پارچه پنبه نرم ساخته شده است.
She likes to change the pillowcase to match the bedsheet.
او دوست دارد روبالشتی را با ملحفه هماهنگ کند.
The pillowcase has a floral pattern on it.
روبالشتی دارای یک طرح گلدار است.
I found a stain on the pillowcase and had to wash it.
من یک لکه روی روبالشتی پیدا کردم و مجبور شدم آن را بشویم.
The pillowcase comes in a set with matching bedsheets.
روبالشتی به همراه ملحفه های هماهنگ به فروش می رسد.
She embroidered her initials on the pillowcase as a personal touch.
او حروف اول نام خود را روی روبالشتی گلدوزی کرد تا یک لمس شخصی باشد.
I like to fluff up the pillowcase before going to bed.
من دوست دارم روبالشتی را قبل از خوابیدن پف کنم.
The hotel provides fresh pillowcases for each guest.
هتل روبالشتی های تازه برای هر مهمان ارائه می دهد.
I always keep an extra pillowcase in my closet for emergencies.
من همیشه یک روبالشتی اضافی را در کمد لباس خود برای مواقع اضطراری نگه می دارم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید