push pins
چرخها
safety pins
سنجاق ایمنی
pin badges
نشانهای سنجاقی
hair pins
گیرههای مو
lapel pins
سنجاق یقه
map pins
سنجاق نقشه
pin cushions
بالش سنجاق
flag pins
سنجاق پرچم
decorative pins
سنجاقهای تزئینی
brooch pins
سنجاق گل
she pinned the fabric to the board with pins.
او پارچه را با گیره به تخته چسباند.
he collects rare pins from different countries.
او سنجاقهای کمیاب از کشورهای مختلف جمعآوری میکند.
the map was held down with several pins.
نقشه را با استفاده از چند سنجاق در جای خود نگه داشتند.
she wore a brooch with colorful enamel pins.
او سنجاقی با سنجاقهای ایمن رنگارنگ پوشیده بود.
he used pins to secure the papers together.
او از سنجاقها برای محکم کردن کاغذها استفاده کرد.
they exchanged pins as a sign of friendship.
آنها به عنوان نشانه دوستی سنجاقها را با هم رد و بدل کردند.
she decorated her backpack with various pins.
او کولهپشتی خود را با انواع سنجاقها تزئین کرد.
he carefully arranged the pins in the display case.
او با دقت سنجاقها را در ویترین مرتب کرد.
the artist used pins to create a unique sculpture.
هنرمند از سنجاقها برای ایجاد یک مجسمه منحصر به فرد استفاده کرد.
she found a collection of vintage pins at the flea market.
او مجموعهای از سنجاقهای قدیمی را در بازار دست دوم پیدا کرد.
push pins
چرخها
safety pins
سنجاق ایمنی
pin badges
نشانهای سنجاقی
hair pins
گیرههای مو
lapel pins
سنجاق یقه
map pins
سنجاق نقشه
pin cushions
بالش سنجاق
flag pins
سنجاق پرچم
decorative pins
سنجاقهای تزئینی
brooch pins
سنجاق گل
she pinned the fabric to the board with pins.
او پارچه را با گیره به تخته چسباند.
he collects rare pins from different countries.
او سنجاقهای کمیاب از کشورهای مختلف جمعآوری میکند.
the map was held down with several pins.
نقشه را با استفاده از چند سنجاق در جای خود نگه داشتند.
she wore a brooch with colorful enamel pins.
او سنجاقی با سنجاقهای ایمن رنگارنگ پوشیده بود.
he used pins to secure the papers together.
او از سنجاقها برای محکم کردن کاغذها استفاده کرد.
they exchanged pins as a sign of friendship.
آنها به عنوان نشانه دوستی سنجاقها را با هم رد و بدل کردند.
she decorated her backpack with various pins.
او کولهپشتی خود را با انواع سنجاقها تزئین کرد.
he carefully arranged the pins in the display case.
او با دقت سنجاقها را در ویترین مرتب کرد.
the artist used pins to create a unique sculpture.
هنرمند از سنجاقها برای ایجاد یک مجسمه منحصر به فرد استفاده کرد.
she found a collection of vintage pins at the flea market.
او مجموعهای از سنجاقهای قدیمی را در بازار دست دوم پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید