| جمع | pints |
a pint of beer.
یک پینت آبجو
a pint of heavy.
یک پینت سنگین
a pint in the local.
یک پینت در محلی
there was a pint of milk on the step.
یک پینت شیر روی پله بود.
a pint of chicken stock.
یک پینت آب مرغ.
the cold pint at the pub was nectar.
پینت سرد در بار مانند شهد بود.
pop in for a pint on the way home.
در راه خانه برای یک پینت سر بزنید.
measure out a pint of milk.
یک پینت شیر اندازه گیری کنید.
There are eight pints in a gallon.
در هر گالن هشت پینت وجود دارد.
pint bottles; pint capacity.
بطری های پینت؛ ظرفیت پینت
dissolve a stock cube in a pint of hot water.
یک حبه عصاره را در یک پینت آب داغ حل کنید.
he drew off a pint of bitter.
او یک پینت آبجو تلخ کشید.
a pint at the pub will round off the day nicely.
یک پینت در بار روز را به خوبی به پایان می رساند.
Two pints today, please.
امروز دو پینت، لطفاً.
drinking pints of bitter with vodka chasers.
نوشیدن پینت های آبجو تلخ با چسر های ودکا.
he downed five pints of cider.
او پنج پینت سیب در آورد.
he watched his pint settling.
او پینت خود را در حال ته نشین شدن تماشا کرد.
a feast swilled down with pints of cider.
یک جشن که با پینت های سیب نوشیده می شود.
the pint by his right hand was hardly touched.
پینتی که در سمت راست دستش بود تقریباً لمس نشد.
There are two pints in a quart and four quarts in a gallon.
در هر کوارت دو پینت و در هر گالن چهار کوارت وجود دارد.
a pint of beer.
یک پینت آبجو
a pint of heavy.
یک پینت سنگین
a pint in the local.
یک پینت در محلی
there was a pint of milk on the step.
یک پینت شیر روی پله بود.
a pint of chicken stock.
یک پینت آب مرغ.
the cold pint at the pub was nectar.
پینت سرد در بار مانند شهد بود.
pop in for a pint on the way home.
در راه خانه برای یک پینت سر بزنید.
measure out a pint of milk.
یک پینت شیر اندازه گیری کنید.
There are eight pints in a gallon.
در هر گالن هشت پینت وجود دارد.
pint bottles; pint capacity.
بطری های پینت؛ ظرفیت پینت
dissolve a stock cube in a pint of hot water.
یک حبه عصاره را در یک پینت آب داغ حل کنید.
he drew off a pint of bitter.
او یک پینت آبجو تلخ کشید.
a pint at the pub will round off the day nicely.
یک پینت در بار روز را به خوبی به پایان می رساند.
Two pints today, please.
امروز دو پینت، لطفاً.
drinking pints of bitter with vodka chasers.
نوشیدن پینت های آبجو تلخ با چسر های ودکا.
he downed five pints of cider.
او پنج پینت سیب در آورد.
he watched his pint settling.
او پینت خود را در حال ته نشین شدن تماشا کرد.
a feast swilled down with pints of cider.
یک جشن که با پینت های سیب نوشیده می شود.
the pint by his right hand was hardly touched.
پینتی که در سمت راست دستش بود تقریباً لمس نشد.
There are two pints in a quart and four quarts in a gallon.
در هر کوارت دو پینت و در هر گالن چهار کوارت وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید