pistachio

[ایالات متحده]/pɪ'stɑːʃɪəʊ/
[بریتانیا]/pɪ'stæʃɪo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درختی که میوه‌ای زرد-سبز کمرنگ تولید می‌کند، که به عنوان پسته شناخته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pistachio ice cream

آب‌نبات بستنی

roasted pistachios

کنجد بو داده

pistachio pudding

پودینگ بادام زمینی

pistachio nuts

بادام زمینی

جملات نمونه

The Turkish like salep as well as mastic, a resin from certain pistachio trees, in their ice cream.

ترک‌ها مانند صلوپ و صمغ درختان Pistachio خاص، از صمغ در بستنی خود استفاده می‌کنند.

I love eating pistachio ice cream in the summer.

من عاشق خوردن بستنی بادام زمینی در تابستان هستم.

She sprinkled crushed pistachios on top of the salad.

او بادام زمینی خرد شده روی سالاد ریخت.

Pistachio nuts are a good source of protein.

بادام زمینی منبع خوبی از پروتئین است.

The bakery sells delicious pistachio pastries.

نانسایی شیرینی های خوشمزه بادام زمینی می فروشد.

Pistachio trees are native to the Middle East.

درختان بادام زمینی بومی خاورمیانه هستند.

He added pistachio extract to the recipe for a unique flavor.

او عصاره بادام زمینی را به دستور غذا برای طعم منحصر به فرد اضافه کرد.

The pistachio shells can be used for crafting and decoration.

از پوست های بادام زمینی می توان برای ساخت و ساز و تزئین استفاده کرد.

Pistachio is often paired with chocolate in desserts.

بادام زمینی اغلب در دسرها با شکلات همراه است.

She bought a bag of roasted and salted pistachios for a snack.

او یک کیسه بادام زمینی برشته و نمک سود برای میان وعده خرید.

The pistachio orchard looked beautiful with its vibrant green leaves.

باغستان بادام زمینی با برگ های سبز و زنده اش زیبا به نظر می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید