pistols

[ایالات متحده]/ˈpɪstlz/
[بریتانیا]/ˈpɪstlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع تپانچه؛ نوعی سلاح گرم
v. با تپانچه شلیک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

load pistols

بارگذاری مسلسل

draw pistols

کشیدن مسلسل

fire pistols

آتش زدن مسلسل

aim pistols

نشانه گرفتن مسلسل

clean pistols

تمیز کردن مسلسل

shoot pistols

تیراندازی با مسلسل

collect pistols

جمع آوری مسلسل

inspect pistols

بازرسی مسلسل

repair pistols

تعمیر مسلسل

trade pistols

معاوضه مسلسل

جملات نمونه

he collected antique pistols from the 19th century.

او کلکسیون تفنگ‌های قدیمی متعلق به قرن نوزدهم را جمع‌آوری کرد.

the police found two pistols in the suspect's car.

پلیس دو تفنگ در ماشین مظنون پیدا کرد.

she learned how to shoot pistols at a training camp.

او یاد گرفت که در یک اردوگاه آموزشی با تفنگ هدف گیری کند.

pistols are often used in competitive shooting sports.

تفنگ‌ها اغلب در رشته‌های ورزشی تیراندازی رقابتی استفاده می‌شوند.

he was arrested for carrying illegal pistols.

او به دلیل حمل تفنگ‌های غیرقانونی دستگیر شد.

the movie featured a dramatic scene with pistols drawn.

در فیلم صحنه‌ای دراماتیک با کشیدن تفنگ‌ها به تصویر کشیده شد.

she prefers revolvers over semi-automatic pistols.

او ترجیح می‌دهد اسلحه‌های چرخشی را به جای تفنگ‌های نیمه‌خودکار انتخاب کند.

pistols can be dangerous if not handled properly.

اگر به درستی با آن‌ها برخورد نشود، تفنگ‌ها می‌توانند خطرناک باشند.

the gun shop sells a variety of pistols and accessories.

فروشگاه اسلحه انواع تفنگ و لوازم جانبی را می‌فروشد.

he trained hard to improve his accuracy with pistols.

او سخت تمرین کرد تا دقت خود را در تیراندازی با تفنگ افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید