plausibility

[ایالات متحده]/ˌplɔ:zə'biliti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتبار; کیفیت به نظر رسیدن معقول یا محتمل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lack of plausibility

عدم احتمال‌پذیری

undermine plausibility

تضعیف احتمال‌پذیری

جملات نمونه

the plausibility of his alibi was questioned by the police

احتمال صحت انکار او توسط پلیس زیر سوال رفت.

there is a lack of plausibility in the conspiracy theory

در تئوری توطئه، فقدانی از احتمال صحت وجود دارد.

the plausibility of the witness's testimony was doubted in court

احتمال صحت شهادت شاهد در دادگاه مورد تردید قرار گرفت.

the plausibility of the story relies on the characters' actions

احتمال صحت داستان به عملکرد شخصیت ها بستگی دارد.

the plausibility of the plan hinges on several key factors

احتمال صحت طرح به عوامل کلیدی متکی است.

the movie's plot lacked plausibility, making it hard to believe

طرح فیلم فاقد احتمال صحت بود و باعث می شد باور آن دشوار باشد.

the author's writing style adds plausibility to the fictional world

سبک نویسندگی نویسنده به دنیای خیالی احتمال صحت می بخشد.

the plausibility of the theory was debated among scholars

احتمال صحت این نظریه در بین محققان مورد بحث قرار گرفت.

the plausibility of the explanation was questioned due to inconsistencies

احتمال صحت توضیح به دلیل تناقضات مورد سوال قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید