plectron

[ایالات متحده]/ˈplɛktrən/
[بریتانیا]/ˈplɛktrən/

ترجمه

n. ابزاری که برای نواختن سازهای زهی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعplectrons

عبارات و ترکیب‌ها

plectron device

دستگاه پلتِرون

plectron control

کنترل پلتِرون

plectron application

کاربرد پلتِرون

plectron technology

فناوری پلتِرون

plectron interface

رابط پلتِرون

plectron model

مدل پلتِرون

plectron system

سیستم پلتِرون

plectron signal

سیگنال پلتِرون

plectron output

خروجی پلتِرون

plectron feature

ویژگی پلتِرون

جملات نمونه

the plectron is essential for playing electric guitar.

پلکتِر برای نواختن گیتار الکتریک ضروری است.

he used a plectron to strum the strings.

او از پلکتِر برای ضربه زدن به سیم‌ها استفاده کرد.

choosing the right plectron can enhance your sound.

انتخاب پلکتِر مناسب می‌تواند صدای شما را بهبود بخشد.

many guitarists prefer a thicker plectron for better control.

بسیاری از نوازندگان گیتار ترجیح می‌دهند از پلکتِر ضخیم‌تری برای کنترل بهتر استفاده کنند.

the plectron's material affects the tone of the guitar.

جنس پلکتِر بر صدای گیتار تأثیر می‌گذارد.

she dropped her plectron during the performance.

او پلکتِر خود را در حین اجرا انداخت.

he always carries spare plectrons in his case.

او همیشه پلکتِر یدکی در مورد خود حمل می‌کند.

using a plectron can make playing faster and easier.

استفاده از پلکتِر می‌تواند نواختن را سریع‌تر و آسان‌تر کند.

she prefers a rounded plectron for softer sounds.

او ترجیح می‌دهد از پلکتِر گرد برای صداهای ملایم‌تر استفاده کند.

learning to hold the plectron correctly is important.

یادگیری نحوه صحیح نگه داشتن پلکتِر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید