pocketed

[ایالات متحده]/ˈpɒkɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpɑːkɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را در جیب گذاشتن
adj. دارای جیب یا شبیه جیب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pocketed cash

پول را در جیب خود گذاشت

pocketed change

پول خرد را در جیب خود گذاشت

pocketed prize

جوایز را در جیب خود گذاشت

pocketed winnings

برنده شدن را در جیب خود گذاشت

pocketed tips

بخشش‌ها را در جیب خود گذاشت

pocketed secrets

رازها را در جیب خود گذاشت

pocketed profits

سود را در جیب خود گذاشت

pocketed items

اشیائی را در جیب خود گذاشت

pocketed money

پول را در جیب خود گذاشت

pocketed rewards

پاداش‌ها را در جیب خود گذاشت

جملات نمونه

he pocketed the money he found on the street.

او پولی که در خیابان پیدا کرد را در جیب خود گذاشت.

she pocketed the change after buying a coffee.

او پس از خرید قهوه، سکه ها را در جیب خود گذاشت.

they pocketed their winnings from the game.

آنها جوایز خود را از بازی در جیب خود گذاشتند.

he quickly pocketed his phone before it fell.

او قبل از افتادن، به سرعت تلفن خود را در جیب خود گذاشت.

she pocketed the keys and headed out the door.

او کلیدها را در جیب خود گذاشت و از در بیرون رفت.

after the meeting, he pocketed the important documents.

پس از جلسه، او اسناد مهم را در جیب خود گذاشت.

he pocketed the last cookie before anyone noticed.

او قبل از اینکه کسی متوجه شود، آخرین بیسکویت را در جیب خود گذاشت.

she pocketed her lunch money for the week.

او پول ناهار خود را برای هفته در جیب خود گذاشت.

he pocketed the compliments and felt proud.

او تعارفات را در جیب خود گذاشت و احساس غرور کرد.

they pocketed their phones during the movie.

آنها تلفن های خود را در طول فیلم در جیب خود گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید