pocketed cash
پول را در جیب خود گذاشت
pocketed change
پول خرد را در جیب خود گذاشت
pocketed prize
جوایز را در جیب خود گذاشت
pocketed winnings
برنده شدن را در جیب خود گذاشت
pocketed tips
بخششها را در جیب خود گذاشت
pocketed secrets
رازها را در جیب خود گذاشت
pocketed profits
سود را در جیب خود گذاشت
pocketed items
اشیائی را در جیب خود گذاشت
pocketed money
پول را در جیب خود گذاشت
pocketed rewards
پاداشها را در جیب خود گذاشت
he pocketed the money he found on the street.
او پولی که در خیابان پیدا کرد را در جیب خود گذاشت.
she pocketed the change after buying a coffee.
او پس از خرید قهوه، سکه ها را در جیب خود گذاشت.
they pocketed their winnings from the game.
آنها جوایز خود را از بازی در جیب خود گذاشتند.
he quickly pocketed his phone before it fell.
او قبل از افتادن، به سرعت تلفن خود را در جیب خود گذاشت.
she pocketed the keys and headed out the door.
او کلیدها را در جیب خود گذاشت و از در بیرون رفت.
after the meeting, he pocketed the important documents.
پس از جلسه، او اسناد مهم را در جیب خود گذاشت.
he pocketed the last cookie before anyone noticed.
او قبل از اینکه کسی متوجه شود، آخرین بیسکویت را در جیب خود گذاشت.
she pocketed her lunch money for the week.
او پول ناهار خود را برای هفته در جیب خود گذاشت.
he pocketed the compliments and felt proud.
او تعارفات را در جیب خود گذاشت و احساس غرور کرد.
they pocketed their phones during the movie.
آنها تلفن های خود را در طول فیلم در جیب خود گذاشتند.
pocketed cash
پول را در جیب خود گذاشت
pocketed change
پول خرد را در جیب خود گذاشت
pocketed prize
جوایز را در جیب خود گذاشت
pocketed winnings
برنده شدن را در جیب خود گذاشت
pocketed tips
بخششها را در جیب خود گذاشت
pocketed secrets
رازها را در جیب خود گذاشت
pocketed profits
سود را در جیب خود گذاشت
pocketed items
اشیائی را در جیب خود گذاشت
pocketed money
پول را در جیب خود گذاشت
pocketed rewards
پاداشها را در جیب خود گذاشت
he pocketed the money he found on the street.
او پولی که در خیابان پیدا کرد را در جیب خود گذاشت.
she pocketed the change after buying a coffee.
او پس از خرید قهوه، سکه ها را در جیب خود گذاشت.
they pocketed their winnings from the game.
آنها جوایز خود را از بازی در جیب خود گذاشتند.
he quickly pocketed his phone before it fell.
او قبل از افتادن، به سرعت تلفن خود را در جیب خود گذاشت.
she pocketed the keys and headed out the door.
او کلیدها را در جیب خود گذاشت و از در بیرون رفت.
after the meeting, he pocketed the important documents.
پس از جلسه، او اسناد مهم را در جیب خود گذاشت.
he pocketed the last cookie before anyone noticed.
او قبل از اینکه کسی متوجه شود، آخرین بیسکویت را در جیب خود گذاشت.
she pocketed her lunch money for the week.
او پول ناهار خود را برای هفته در جیب خود گذاشت.
he pocketed the compliments and felt proud.
او تعارفات را در جیب خود گذاشت و احساس غرور کرد.
they pocketed their phones during the movie.
آنها تلفن های خود را در طول فیلم در جیب خود گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید