poi

[ایالات متحده]/pɔɪ/
[بریتانیا]/pɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذاهای هاوایی تهیه شده از تارو؛ خمیر تارو؛ غذایی تهیه شده از تارو

عبارات و ترکیب‌ها

poi point

نقطه‌ی جی‌پی‌آی

poi search

جستجوی جی‌پی‌آی

poi data

اطلاعات جی‌پی‌آی

poi map

نقشه جی‌پی‌آی

poi list

لیست جی‌پی‌آی

poi marker

علامت جی‌پی‌آی

poi service

خدمات جی‌پی‌آی

poi information

اطلاعات جی‌پی‌آی

poi category

دسته‌بندی جی‌پی‌آی

poi feature

ویژگی جی‌پی‌آی

جملات نمونه

she has a poi for cooking italian food.

او در پخت غذای ایتالیایی استعداد دارد.

he showed great poi in playing the guitar.

او در نواختن گیتار استعداد زیادی نشان داد.

they have a poi for solving complex puzzles.

آنها در حل پازل های پیچیده استعداد دارند.

my sister has a poi for painting landscapes.

خواهر من در نقاشی منظره ها استعداد دارد.

she has a poi for learning new languages.

او در یادگیری زبان های جدید استعداد دارد.

he has a poi for playing chess.

او در بازی شطرنج استعداد دارد.

they have a poi for gardening.

آنها در باغبانی استعداد دارند.

she has a poi for photography.

او در عکاسی استعداد دارد.

he has a poi for writing stories.

او در نوشتن داستان استعداد دارد.

my friend has a poi for playing video games.

دوست من در بازی ویدیویی استعداد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید