polarizing

[ایالات متحده]/ˈpəʊləraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpoʊləraɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تقسیم به گروه‌ها یا نظرات متضاد را ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

polarizing debate

بحث‌های قطبی‌کننده

polarizing figure

شخصیت قطبی‌کننده

polarizing issue

مسئله قطبی‌کننده

polarizing opinion

نظر قطبی‌کننده

polarizing event

رویداد قطبی‌کننده

polarizing statement

اظهار نظر قطبی‌کننده

polarizing trend

روند قطبی‌کننده

polarizing personality

شخصیت قطبی‌کننده

polarizing leader

رهبر قطبی‌کننده

polarizing topic

موضوع قطبی‌کننده

جملات نمونه

the polarizing debate on climate change continues to divide opinions.

بحث‌های قطبی‌کننده در مورد تغییرات آب و هوایی همچنان باعث تفرق در نظرات می‌شود.

his polarizing statements often lead to heated discussions.

اظهارات قطبی‌کننده او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

the film received polarizing reviews from critics.

فیلم از منتقدان نظرات قطبی‌کننده دریافت کرد.

social media can be a polarizing platform for political discussions.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بستری قطبی‌کننده برای بحث‌های سیاسی باشند.

the artist's work is known for its polarizing themes.

کارهای هنرمند به خاطر مضامین قطبی‌کننده خود شناخته شده است.

polarizing figures often attract both strong supporters and critics.

شخصیت‌های قطبی‌کننده اغلب هم حامیان و هم منتقدان زیادی را به خود جذب می‌کنند.

the issue has become polarizing in recent years.

این موضوع در سال‌های اخیر قطبی‌کننده شده است.

his polarizing personality makes him a controversial leader.

شخصیت قطبی‌کننده او او را به یک رهبر بحث‌برانگیز تبدیل کرده است.

polarizing opinions can hinder constructive dialogue.

نظرات قطبی‌کننده می‌توانند مانع گفتگوی سازنده شوند.

the polarizing nature of the topic requires careful handling.

طبیعت قطبی‌کننده این موضوع نیاز به رسیدگی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید