polenta

[ایالات متحده]/pəˈlɛntə/
[بریتانیا]/pəˈlɛntə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذایی که از آرد ذرت جوشانده شده تهیه می‌شود؛ نوعی فرنی که از آرد ذرت درست می‌شود
Word Forms
جمعpolentas

عبارات و ترکیب‌ها

polenta dish

غذای پولنتای

polenta recipe

دستور تهیه پولنتای

polenta cake

کیک پولنتای

polenta fries

سیب زمینی سرخ کرده پولنتای

polenta bites

بایت‌های پولنتای

polenta porridge

فرنی پولنتای

polenta squares

مربع‌های پولنتای

polenta sauce

سس پولنتای

polenta base

پایه پولنتای

polenta toppings

مواد روی پولنتای

جملات نمونه

polenta can be served as a side dish.

می‌توان پُلنتای را به عنوان یک غذای جانبی سرو کرد.

she topped the polenta with marinara sauce.

او پُلنتای را با سس مارینارا پوشاند.

polenta is a popular dish in italian cuisine.

پُلنتای یک غذای محبوب در آشپزی ایتالیایی است.

you can grill polenta for a smoky flavor.

می‌توانید پُلنتای را برای طعم دودی کبابی کنید.

polenta can be made creamy or firm.

می‌توان پُلنتای را خامه‌ای یا سفت درست کرد.

adding cheese enhances the flavor of polenta.

اضافه کردن پنیر طعم پُلنتای را افزایش می‌دهد.

she served the polenta with sautéed vegetables.

او پُلنتای را با سبزیجات سرخ شده سرو کرد.

polenta can be a gluten-free alternative to pasta.

پُلنتای می‌تواند جایگزین بدون گلوتن برای پاستا باشد.

he enjoys polenta with grilled chicken.

او از خوردن پُلنتای با مرغ کبابی لذت می‌برد.

polenta is often used in traditional italian recipes.

پُلنتای اغلب در دستورالعمل‌های سنتی ایتالیایی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید