pooch

[ایالات متحده]/puːtʃ/
[بریتانیا]/putʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [زبان عامیانه] یک سگ نژاد مختلط
Word Forms
جمعpooches

جملات نمونه

Worried that walkies is the only exercise your pooch is getting?The Japanese may have the answer - dog yoga.

نگران این هستید که پیاده‌روی تنها تمرینی است که سگ شما دریافت می‌کند؟ ژاپنی‌ها ممکن است پاسخ داشته باشند - یوگای سگ.

Worried that walkies is the only exercise your pooch is getting? The Japanese may have the answer - dog yoga. Here Satoe Tachi and her four-year-old Dachsund Chaco limber up.

نگران این هستید که پیاده‌روی تنها تمرینی است که سگ شما دریافت می‌کند؟ ژاپنی‌ها ممکن است پاسخ داشته باشند - یوگای سگ. در اینجا ساتو تچی و چاکو، داچشوند چهار ساله، در حال گرم کردن هستند.

She loves to pamper her pooch with treats and toys.

او عاشق این است که سگ خود را با خوراکی‌ها و اسباب‌بازی‌ها نوازش کند.

Walking the pooch in the park is a daily routine for him.

پیاده‌روی با سگ در پارک یک روال روزانه برای اوست.

The pooch greeted its owner with wagging tail.

سگ با دم تکان‌دار از صاحب خود استقبال کرد.

He adopted a rescue pooch from the shelter.

او یک سگ نجات را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

The pooch barked loudly at the mailman.

سگ با صدای بلند به پیک محکم خبر داد.

She takes her pooch to the dog park every weekend.

او هر آخر هفته سگ خود را به پارک سگ می‌برد.

The little pooch snuggled up next to its owner on the couch.

سگ کوچک در کنار صاحب خود روی مبل در آغوش گرفت.

The pooch chased after the squirrel in the backyard.

سگ به دنبال سنجاب در حیاط عقب دوید.

He trained his pooch to do tricks like rolling over and playing dead.

او سگ خود را آموزش داد تا حرکاتی مانند غلت زدن و وانمود کردن به مردن انجام دهد.

The pooch eagerly waited by the door for its daily walk.

سگ با اشتیاق کنار در منتظر پیاده‌روی روزانه خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید