prefabricated

[ایالات متحده]/ˌpriːˈfæbrɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌpriːˈfæbrɪkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته شده از قطعات پیش‌ساخته (مانند ساختمان‌ها یا کشتی‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

prefabricated building

ساختمان پیش‌ساخته

prefabricated house

خانه پیش‌ساخته

جملات نمونه

the prefabricated smile of an official welcomer

لبخند از پیش ساخته شده یک خوش آمدگوی رسمی

The convector pits are covered with convrete grids that are prefabricated for building pigsties.

گودال‌های همرفتی با توری‌های بتنی پوشیده شده‌اند که برای ساخت لانه خوک‌ها از قبل ساخته شده‌اند.

and, (3) for a cast unhardened concrete member, a prefabricated plate is stuck to the surface of the member concrete.

و (3) برای یک عضو بتنی غیرسخت شده، یک صفحه از پیش ساخته شده به سطح بتن عضو چسبانده می شود.

Model testing study is made on prefabricated spiral V-notch blasting, and hydromatic method is used to simulate the quasi-static process in blasting of explosive.

مطالعه آزمایشی مدل بر روی انفجار مارپیچ V-notch از پیش ساخته شده انجام شده است و از روش هیدروماتیک برای شبیه سازی فرآیند شبه ایستا در انفجار مواد منفجره استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید