presumedly

[ایالات متحده]/prɪˈzjuːmədli/
[بریتانیا]/prɪˈzumədli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. طبق آنچه فرض شده است; به صورت فرضی

عبارات و ترکیب‌ها

presumedly correct

به نظر درست

presumedly true

به نظر درست

presumedly safe

به نظر امن

presumedly innocent

به نظر بی گناه

presumedly valid

به نظر معتبر

presumedly reliable

به نظر قابل اعتماد

presumedly accurate

به نظر دقیق

presumedly beneficial

به نظر مفید

presumedly important

به نظر مهم

presumedly necessary

به نظر ضروری

جملات نمونه

he is presumedly the best candidate for the job.

احتمالاً او بهترین گزینه برای این شغل است.

presumedly, she will arrive by noon.

احتمالاً او قبل از ظهر می‌رسد.

the results are presumedly accurate based on the data.

احتمالاً نتایج بر اساس داده‌ها دقیق هستند.

presumedly, they will announce the decision tomorrow.

احتمالاً آنها فردا تصمیم را اعلام خواهند کرد.

he was presumedly aware of the risks involved.

احتمالاً او از خطرات احتمالی آگاه بود.

presumedly, the meeting will start on time.

احتمالاً جلسه به موقع شروع خواهد شد.

she is presumedly working late tonight.

احتمالاً او امشب تا دیر وقت کار می‌کند.

presumedly, the project will be completed by next month.

احتمالاً پروژه تا ماه آینده تکمیل خواهد شد.

he is presumedly responsible for the oversight.

احتمالاً او مسئول غفلت است.

presumedly, they have already made their decision.

احتمالاً آنها قبلاً تصمیم خود را گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید