primordial

[ایالات متحده]/praɪˈmɔːdiəl/
[بریتانیا]/praɪˈmɔːrdiəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در مراحل اولیه توسعه؛ اصلی و بنیادی

عبارات و ترکیب‌ها

primordial soup

خوراک نخستین

primordial instinct

غریزه نخستین

جملات نمونه

play a primordial role.

ایفای یک نقش اساسی

the primordial needs of the masses.

نیازهای نخستین توده مردم.

Life’s primordial reality is spirit.

واقعیت اساسی حیات، روح است.

In the cerebrum, the primordial hippocampus developed better than the primordial piriform.The former belongs to archipallium and the latter is paleopallium.

در مغز، هیپوکامپوس باستانی بهتر از پیروفورم باستانی رشد کرد. مورد اول به آرچی پالیوم تعلق دارد و مورد دوم پالئوپالیوم است.

The differentiation of the cells derived from the primordial meristem forms protoderm,ground meristem and adsperse procam-bium strand.

تمایز سلول‌هایی که از مریستم اساسی مشتق شده‌اند، پروتودرم، مریستم زمینی و رشته پراکنده پروکامبیوم را تشکیل می‌دهد.

Numbers of primordial follicles and growing follicles per ovary pairs among proestrous, estrous, metestrous and diestrous were not significantly different(P>0.05).

تعداد فولیکول های اولیه و فولیکول های در حال رشد در هر جفت تخمدان در بین پرو استروس، استروس، متا استروس و دی استروس به طور قابل توجهی متفاوت نبودند (P>0.05).

ATUM-RE: This is Re as he emerged out of the Nun (Primordial Sea), appointed the Ogdoad (see below) to their proper places in the Heavens, and single-handedly created all in existance.

ATUM-RE: این رِ است همانطور که از نون (دریاچه نخستین) بیرون آمد، اوگوداد (در زیر) را در مکان مناسب خود در آسمان منصوب کرد و به تنهایی همه چیز را در وجود ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید