progenitors

[ایالات متحده]/prəʊˈdʒɛnɪtəz/
[بریتانیا]/proʊˈdʒɛnɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجداد; نیاکان; پیشگامان; مبتکران; منابع اصلی

عبارات و ترکیب‌ها

genetic progenitors

وابسته‌های ژنتیکی

common progenitors

وابسته‌های مشترک

ancient progenitors

وابسته‌های باستانی

biological progenitors

وابسته‌های زیستی

cellular progenitors

وابسته‌های سلولی

evolutionary progenitors

وابسته‌های تکاملی

progenitors lineage

تباروابستگان

progenitors species

گونه‌های وابستگان

progenitors role

نقش وابستگان

progenitors traits

ویژگی‌های وابستگان

جملات نمونه

the progenitors of modern humans lived in africa.

اجداد انسان‌های مدرن در آفریقا زندگی می‌کردند.

scientists study the progenitors of various species.

دانشمندان اجداد گونه‌های مختلف را مطالعه می‌کنند.

our progenitors faced many challenges in their time.

اجداد ما در زمان خود با چالش‌های زیادی روبرو بودند.

progenitors play a crucial role in the evolution of species.

اجداد نقش مهمی در تکامل گونه‌ها ایفا می‌کنند.

understanding our progenitors can help us learn about our history.

درک اجداد ما می‌تواند به ما کمک کند تا درباره تاریخ خود بیشتر بیاموزیم.

progenitors of plants often determine their growth patterns.

اجداد گیاهان اغلب الگوهای رشد آنها را تعیین می‌کنند.

many cultures honor their progenitors through rituals.

فرهنگ‌های بسیاری اجداد خود را از طریق مناسک گرامی می‌دارند.

the study of progenitors can reveal genetic traits.

مطالعه اجداد می‌تواند ویژگی‌های ژنتیکی را آشکار کند.

progenitors of domesticated animals were crucial for agriculture.

اجداد حیوانات اهلی برای کشاورزی بسیار مهم بودند.

in mythology, progenitors are often depicted as gods.

در اساطیر، اجداد اغلب به عنوان خدایان به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید