prokaryote

[ایالات متحده]/prəʊˈkær.i.əʊt/
[بریتانیا]/proʊˈkær.i.oʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موجود تک سلولی که هسته ندارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prokaryote cell

سلول پروکاریوتی

prokaryote organism

ارگانیسم پروکاریوتی

prokaryote domain

حوزه پروکاریوتی

prokaryote structure

ساختار پروکاریوتی

prokaryote classification

طبقه بندی پروکاریوتی

prokaryote reproduction

تولید مثل پروکاریوتی

prokaryote metabolism

متابولیسم پروکاریوتی

prokaryote genetics

ژنتیک پروکاریوتی

prokaryote evolution

تکامل پروکاریوتی

prokaryote habitat

زیستگاه پروکاریوتی

جملات نمونه

prokaryotes are single-celled organisms without a nucleus.

پروکاریوت‌ها موجودات تک‌سلولی بدون هسته هستند.

many prokaryotes can survive in extreme environments.

بسیاری از پروکاریوت‌ها می‌توانند در محیط‌های شدید زنده بمانند.

prokaryotes play a crucial role in nutrient cycling.

پروکاریوت‌ها نقش مهمی در چرخ‌گردش مواد مغذی ایفا می‌کنند.

some prokaryotes can perform photosynthesis.

برخی از پروکاریوت‌ها می‌توانند فتوسنتز انجام دهند.

prokaryotes reproduce asexually through binary fission.

پروکاریوت‌ها به طور غیرجنسی از طریق تقسیم دوگانه تولید مثل می‌کنند.

the study of prokaryotes is essential in microbiology.

مطالعه پروکاریوت‌ها در میکروبیولوژی ضروری است.

prokaryotes include bacteria and archaea.

پروکاریوت‌ها شامل باکتری‌ها و آرکی‌ها هستند.

prokaryotes can exchange genetic material through horizontal gene transfer.

پروکاریوت‌ها می‌توانند مواد ژنتیکی را از طریق انتقال افقی ژن تبادل کنند.

understanding prokaryotes can lead to advances in biotechnology.

درک پروکاریوت‌ها می‌تواند منجر به پیشرفت در بیوتکنولوژی شود.

prokaryotes are important for the production of antibiotics.

پروکاریوت‌ها برای تولید آنتی‌بیوتیک‌ها مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید