proliferative

[ایالات متحده]/prə,lifə'reitiv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به رشد یا تولید مثل سلول‌ها یا بافت‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

proliferative disorder

اختلال تکثیر

جملات نمونه

The company is experiencing a proliferative phase of growth.

شرکت در حال تجربه یک فاز رشدی سریع است.

Proliferative diseases can be challenging to treat.

بیماری‌های تکثیر شونده می‌توانند درمان آن‌ها دشوار باشد.

The internet has led to a proliferative amount of information available at our fingertips.

اینترنت منجر به مقدار زیادی اطلاعات در دسترس در نوک انگشتان ما شده است.

Cancer is a proliferative disease characterized by uncontrolled cell growth.

سرطان یک بیماری تکثیر شونده با رشد کنترل نشده سلول‌ها است.

The proliferative nature of social media has changed the way we communicate.

طبیعت تکثیر شونده رسانه‌های اجتماعی نحوه ارتباط ما را تغییر داده است.

The skin undergoes a proliferative phase during the healing process.

پوست در طول فرآیند بهبودی وارد یک فاز تکثیر می‌شود.

Proliferative industries like technology are constantly evolving.

صنایع تکثیر شونده مانند فناوری به طور مداوم در حال تکامل هستند.

Certain plants have proliferative tendencies in the right conditions.

برخی از گیاهان در شرایط مناسب تمایل به تکثیر دارند.

The proliferative capacity of stem cells makes them valuable in regenerative medicine.

ظرفیت تکثیر سلول‌های بنیادی آن‌ها را در پزشکی بازسازی‌کننده ارزشمند می‌کند.

Proliferative retinopathy is a serious complication of diabetes.

رتینوپاتی تکثیر شونده یک عارضه جدی دیابت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید