protazoa

[ایالات متحده]/ˌprəʊtəˈzəʊə/
[بریتانیا]/ˌproʊtəˈzoʊə/

ترجمه

n. یک فیلوم/گروه از موجودات یوکاریوتی یک سلولی؛ پروتوزوایاها

عبارات و ترکیب‌ها

protazoa culture

کشت پروتوزوآ

protazoa sample

نمونه پروتوزوآ

protazoa infection

عفونت پروتوزوآ

protazoa growth

رشد پروتوزوآ

protazoa under microscope

پروتوزوآ زیر میکروسکوپ

studying protazoa

مطالعه پروتوزوآ

protazoa found

پروتوزوآ یافته شد

protazoa detected

پروتوزوآ تشخیص داده شد

protazoa bloom

تفنگ پروتوزوآ

protazoa levels

سطح پروتوزوآ

جملات نمونه

protazoa thrive in warm, stagnant water and multiply rapidly after heavy rain.

پروتوزوایا در آب گرم و آبی که متوقف شده است زنده می‌مانند و پس از باران‌های سنگین به سرعت تکثیر می‌شوند.

under the microscope, we observed protazoa swimming among algae and debris.

در زیر میکروسکوپ، ما پروتوزوایا را در حال سwimming بین جلبک‌ها و پرکشیدگی‌ها مشاهده کردیم.

the lab cultured protazoa in a nutrient-rich medium for further analysis.

آزمایشگاه پروتوزوایا را در یک محیط غنی از مواد مغذی فرهنگ‌زد تا تحلیل بیشتری انجام شود.

contaminated wells can harbor protazoa that cause intestinal illness.

چاه‌های آلوده می‌توانند پروتوزوایا را پناه‌گاه بدهند که باعث بیماری‌های گوارشی می‌شوند.

to reduce protazoa levels, the facility increased filtration and chlorination.

برای کاهش سطح پروتوزوایا، این مجموعه فیلتراسیون و کلریناسیون را افزایش داد.

the pond’s oxygen drop triggered a sudden bloom of protazoa near the surface.

کاهش اکسیژن در استخر باعث ظهور ناگهانی پروتوزوایا در نزدیکی سطح شد.

researchers tracked protazoa density across seasons to understand ecosystem change.

پژوهشگران چگالی پروتوزوایا را در طول فصل‌ها دنبال کردند تا تغییرات سیستم اکولوژیک را درک کنند.

some fish larvae feed on protazoa as an early and essential food source.

برخی از لارو ماهی‌ها روی پروتوزوایا غذا می‌خورند که منبع غذایی اولیه و ضروری است.

the technician stained the sample to distinguish protazoa from bacteria.

تکنیسیون نمونه را رنگ‌آمیزی کرد تا پروتوزوایا را از باکتری‌ها تمیز کند.

high turbidity can shelter protazoa and make disinfection less effective.

میزان بالای ابرکشیدگی می‌تواند پناه‌گاهی برای پروتوزوایا باشد و از ناچیز کردن موثرتر جلوگیری کند.

when protazoa invade the gut, symptoms may include cramps and persistent diarrhea.

وقتی پروتوزوایا به روده نفوذ می‌کنند، علائم ممکن است شامل درد عضلانی و اسهال مزمن باشد.

the report noted protazoa presence in runoff after the floodwaters receded.

گزارش نشان داد که پس از کاهش آب‌های جاری، پروتوزوایا در آب‌های جاری حضور داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید