it is difficult to comprehend the whole of this protean subject.
فهم کل این موضوع سیال دشوار است.
protean thinkers who scan the horizons of work and society.
متفکران متغیر که افقهای کار و جامعه را بررسی میکنند.
He loved to show off his protean talent.
او عاشق نشان دادن استعداد فراگیر خود بود.
His protean talent allows him to excel in various fields.
استعداد فراگیر او به او این امکان را می دهد که در زمینه های مختلف پیشرفت کند.
The protean nature of the project required constant adaptation.
طبیعت فراگیر پروژه مستلزم سازگاری مداوم بود.
She has a protean personality that can be both charming and intimidating.
او شخصیتی فراگیر دارد که می تواند هم جذاب و هم ترسناک باشد.
The protean character of the market makes it difficult to predict trends.
ماهیت فراگیر بازار پیش بینی روندها را دشوار می کند.
His protean abilities make him a valuable asset to the team.
توانایی های فراگیر او باعث می شود یک دارایی ارزشمند برای تیم باشد.
The protean nature of technology means constant innovation is necessary.
طبیعت فراگیر فناوری به این معنی است که نوآوری مداوم ضروری است.
The protean quality of the painting allows viewers to interpret it in different ways.
کیفیت فراگیر نقاشی به بینندگان این امکان را می دهد که آن را به روش های مختلف تفسیر کنند.
The protean weather in the region can change rapidly from sunny to stormy.
آب و هوای فراگیر در منطقه می تواند به سرعت از آفتابی به طوفانی تغییر کند.
Her protean talents as a musician allow her to play multiple instruments with ease.
مهارت های فراگیر او به عنوان یک نوازنده به او این امکان را می دهد که به راحتی سازهای مختلف را بنوازد.
The protean nature of fashion trends means styles are constantly evolving.
طبیعت فراگیر روند مد به این معنی است که سبک ها به طور مداوم در حال تغییر هستند.
it is difficult to comprehend the whole of this protean subject.
فهم کل این موضوع سیال دشوار است.
protean thinkers who scan the horizons of work and society.
متفکران متغیر که افقهای کار و جامعه را بررسی میکنند.
He loved to show off his protean talent.
او عاشق نشان دادن استعداد فراگیر خود بود.
His protean talent allows him to excel in various fields.
استعداد فراگیر او به او این امکان را می دهد که در زمینه های مختلف پیشرفت کند.
The protean nature of the project required constant adaptation.
طبیعت فراگیر پروژه مستلزم سازگاری مداوم بود.
She has a protean personality that can be both charming and intimidating.
او شخصیتی فراگیر دارد که می تواند هم جذاب و هم ترسناک باشد.
The protean character of the market makes it difficult to predict trends.
ماهیت فراگیر بازار پیش بینی روندها را دشوار می کند.
His protean abilities make him a valuable asset to the team.
توانایی های فراگیر او باعث می شود یک دارایی ارزشمند برای تیم باشد.
The protean nature of technology means constant innovation is necessary.
طبیعت فراگیر فناوری به این معنی است که نوآوری مداوم ضروری است.
The protean quality of the painting allows viewers to interpret it in different ways.
کیفیت فراگیر نقاشی به بینندگان این امکان را می دهد که آن را به روش های مختلف تفسیر کنند.
The protean weather in the region can change rapidly from sunny to stormy.
آب و هوای فراگیر در منطقه می تواند به سرعت از آفتابی به طوفانی تغییر کند.
Her protean talents as a musician allow her to play multiple instruments with ease.
مهارت های فراگیر او به عنوان یک نوازنده به او این امکان را می دهد که به راحتی سازهای مختلف را بنوازد.
The protean nature of fashion trends means styles are constantly evolving.
طبیعت فراگیر روند مد به این معنی است که سبک ها به طور مداوم در حال تغییر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید