protectionist

[ایالات متحده]/prəʊ'tekʃənɪst/
[بریتانیا]/prə'tɛkʃənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از حمایت‌گرایی دفاع می‌کند تا صنایع داخلی را از رقابت خارجی محافظت کند.
Word Forms

جملات نمونه

the protectionist vampires in the Congress.

غارتگران اقتصادی حامیتی در کنگره

He is known for his protectionist policies.

او به دلیل سیاست‌های حمایت‌گرایانه خود شناخته شده است.

Protectionist measures can harm international trade.

اقدامات حمایت‌گرایانه می‌تواند به تجارت بین‌الملل آسیب برساند.

Many argue that protectionist policies are harmful in the long run.

بسیاری استدلال می‌کنند که سیاست‌های حمایت‌گرایانه در درازمدت مضر هستند.

The protectionist stance of the government is causing concern among businesses.

موضع حمایت‌گرایانه دولت باعث نگرانی در میان کسب و کارها شده است.

Protectionist tariffs are being imposed on imported goods.

تعرفه‌های حمایت‌گرایانه بر روی کالاهای وارداتی اعمال می‌شود.

The protectionist approach is aimed at safeguarding domestic industries.

رویکرد حمایت‌گرایانه با هدف محافظت از صنایع داخلی است.

Some argue that protectionist measures are necessary to protect local jobs.

برخی استدلال می‌کنند که اقدامات حمایت‌گرایانه برای محافظت از مشاغل محلی ضروری است.

Protectionist trade policies can lead to retaliation from other countries.

سیاست‌های تجاری حمایت‌گرایانه می‌تواند منجر به تلافی از سوی سایر کشورها شود.

The protectionist sentiment is growing in response to economic challenges.

احساس حمایت‌گرایی در پاسخ به چالش‌های اقتصادی در حال افزایش است.

Protectionist barriers can hinder the flow of goods and services across borders.

مانع‌های حمایت‌گرایانه می‌تواند جریان کالاها و خدمات از مرزها عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید