proxying

[ایالات متحده]/ˈprɒksɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈprɑːksiɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (gerund)نقش واسطه یا نماینده را ایفا کردن
n.استفاده از سرور پروکسی در شبکه‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

proxying requests

در حال ارسال درخواست‌ها

proxying server

سرور واسطه

proxying traffic

گردش ترافیک

proxying through

از طریق واسطه

proxying data

ارسال داده‌ها

proxying access

دسترسی واسطه‌ای

proxying connection

اتصال واسطه‌ای

proxying calls

تماس‌های واسطه‌ای

proxying user

کاربر واسطه‌ای

proxying activity

فعالیت واسطه‌ای

جملات نمونه

we are proxying user requests to improve security.

ما درخواست‌های کاربر را پروکسی می‌کنیم تا امنیت را بهبود بخشیم.

the company is proxying traffic through a cdn.

شرکت ترافیک را از طریق CDN پروکسی می‌کند.

proxying the api calls reduces the load on our servers.

پروکسی کردن درخواست‌های API بار روی سرورهای ما را کاهش می‌دهد.

the developer is proxying the web requests for testing.

توسعه‌دهنده درخواست‌های وب را برای تست پروکسی می‌کند.

we're proxying connections to bypass geographical restrictions.

ما اتصالات را برای دور زدن محدودیت‌های جغرافیایی پروکسی می‌کنیم.

proxying the video stream improves buffering performance.

پروکسی کردن جریان ویدیو عملکرد بافر را بهبود می‌بخشد.

the system is proxying data to a different database.

سیستم داده‌ها را به یک پایگاه داده دیگر پروکسی می‌کند.

proxying email through a gateway enhances security.

پروکسی کردن ایمیل از طریق یک دروازه امنیت را افزایش می‌دهد.

we are proxying the application to a cloud environment.

ما برنامه را به یک محیط ابری پروکسی می‌کنیم.

proxying the connection allows for better monitoring.

پروکسی کردن اتصال امکان نظارت بهتر را فراهم می‌کند.

the application is proxying requests to the backend service.

برنامه درخواست‌ها را به سرویس پشتیبان پروکسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید