pseudomammalian

[ایالات متحده]/ˌsjuːdəʊmæˈmeɪliən/
[بریتانیا]/ˌsuːdoʊmæˈmeɪliən/

ترجمه

adj. شبیه به یا دارای ویژگی‌های گوشت‌خوران‌ها اما واقعًا گوشت‌خوران نبودن
n. یک حیوان که شبیه گوشت‌خوران است اما واقعًا گوشت‌خوران نیست

عبارات و ترکیب‌ها

pseudomammalian species

گونه‌های شبه‌پستاندار

the pseudomammalian

شبه‌پستاندار

pseudomammalian characteristics

ویژگی‌های شبه‌پستاندار

like pseudomammalian

مثل شبه‌پستاندار

pseudomammalian traits

ویژگی‌های شبه‌پستاندار

more pseudomammalian

بیشتر شبه‌پستاندار

pseudomammalian adaptation

سازگاری شبه‌پستاندار

some pseudomammalian

برخی شبه‌پستاندار

pseudomammalian classification

دسته‌بندی شبه‌پستاندار

being pseudomammalian

بودن شبه‌پستاندار

جملات نمونه

paleontologists discovered a well-preserved pseudomammalian fossil in the permian deposits.

پالئونتو لوژیست‌ها یک فسیل پسیودومامالی بسیار حفظ شده در رسوبات پرمیان کشف کردند.

the pseudomammalian species exhibited both reptilian and mammalian features.

گونه‌های پسیودومامالی هر دو ویژگی پرستان و ماموری را نشان می‌دادند.

scientists are studying the evolutionary significance of pseudomammalian characteristics.

دانشمندان به بررسی اهمیت تکاملی ویژگی‌های پسیودومامالی می‌پردازند.

these pseudomammalian reptiles lived during the late paleozoic era.

این پرستان پسیودومامالی در دوره پالئوزویک پس‌زیسته زندگی می‌کردند.

the fossil reveals unique pseudomammalian traits that baffled researchers.

این فسیل ویژگی‌های منحصر به فرد پسیودومامالی را نشان می‌دهد که محققان را گیج می‌کند.

some pseudomammalian lineages eventually gave rise to true mammals.

برخی از گروه‌های پسیودومامالی در نهایت به ماموری‌های واقعی منجر شدند.

the discovery provides new insights into pseudomammalian evolution.

این کشف نگاه‌های جدیدی به تکامل پسیودومامالی ارائه می‌دهد.

researchers identified several pseudomammalian species in the ancient rock formations.

محققان چند گونه پسیودومامالی در ساختارهای سنگی باستانی شناسایی کردند.

the pseudomammalian skull shows advanced mammalian-like features.

فک پسیودومامالی ویژگی‌های پیشرفته‌ای شبیه به ماموری نشان می‌دهد.

paleontologists debate the classification of these pseudomammalian specimens.

پالئونتو لوژیست‌ها درباره‌ی طبقه‌بندی این نمونه‌های پسیودومامالی بحث می‌کنند.

the study of pseudomammalian fauna helps us understand mammalian origins.

بررسی جانوران پسیودومامالی به ما کمک می‌کند تا مبدأ ماموری را درک کنیم.

these pseudomammalian reptiles occupied various ecological niches.

این پرستان پسیودومامالی در چندین نیiche اکولوژیکی زندگی می‌کردند.

the museum acquired a rare pseudomammalian skeleton for its collection.

موزه یک استخوان‌پوستی نادر پسیودومامالی برای جمع‌آوری خود خریداری کرد.

comparative anatomy reveals the pseudomammalian adaptations for survival.

آناتومی مقایسه‌ای تطبیق‌های پسیودومامالی برای بقا را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید