psychiatry

[ایالات متحده]/saɪˈkaɪətri/
[بریتانیا]/saɪˈkaɪətri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روانپزشکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

forensic psychiatry

روانپزشکی قانونی

جملات نمونه

a consultant in psychiatry

مشاور در روانپزشکی

Glen Gabbard, director of the psychiatric clinic at Baylor College of Medicine in Texas, studied hundreds of fictional film psychiatrists to co-write the book “Psychiatry and the Cinema”.

گلن گابارد، مدیر کلینیک روانپزشکی در کالج پزشکی بیلیور در تگزاس، برای هم‌نویسی کتاب «روانپزشکی و سینما» صدها روانپزشک فیلم ساختگی را مطالعه کرد.

She decided to pursue a career in psychiatry.

او تصمیم گرفت شغلی در رشته روانپزشکی دنبال کند.

He specializes in child psychiatry.

او در زمینه روانپزشکی کودکان تخصص دارد.

Psychiatry deals with mental disorders and their treatment.

روانپزشکی با اختلالات روانی و درمان آنها سر و کار دارد.

Psychiatry is a branch of medicine focused on mental health.

روانپزشکی شاخه‌ای از پزشکی است که بر سلامت روان متمرکز است.

Psychiatry plays a crucial role in addressing mental health issues.

روانپزشکی نقش مهمی در رسیدگی به مشکلات سلامت روان ایفا می‌کند.

The field of psychiatry continues to evolve with new research and treatments.

حوزه روانپزشکی با تحقیقات و درمان‌های جدید به تکامل خود ادامه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید