purgatorial

[ایالات متحده]/ˌpɜːɡəˈtɔːrɪəl/
[بریتانیا]/ˌpɜrɡəˈtɔriəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به برزخ

عبارات و ترکیب‌ها

purgatorial state

حالت پاکسازی

purgatorial suffering

رنج پاکسازی

purgatorial fire

آتش پاکسازی

purgatorial realm

سرزمین پاکسازی

purgatorial journey

سفر پاکسازی

purgatorial experience

تجربه پاکسازی

purgatorial existence

وجود پاکسازی

purgatorial pain

درد پاکسازی

purgatorial light

نور پاکسازی

purgatorial cleansing

پاکسازی

جملات نمونه

the purgatorial experience left him feeling exhausted.

تجربه تطهیر او را احساس خستگی داد.

she described her job as a purgatorial struggle.

او شغل خود را به عنوان یک تلاش تطهیر توصیف کرد.

they faced a purgatorial wait for the results.

آنها منتظر نتایج در یک انتظار تطهیر بودند.

the purgatorial journey tested their patience.

سفر تطهیر صبر آنها را به چالش کشید.

he felt trapped in a purgatorial cycle of regret.

او احساس کرد در یک چرخه تطهیر از پشیمانی گرفتار شده است.

the novel's purgatorial themes resonated with readers.

مضامین تطهیر رمان با خوانندگان همخوانی داشت.

her purgatorial thoughts kept her awake at night.

افکار تطهیر او را شب‌ها بیدار نگه می‌داشت.

they spoke of a purgatorial existence in the city.

آنها از یک زندگی تطهیر در شهر صحبت کردند.

the purgatorial heat of summer was unbearable.

گرماي تطهيري تابستان طاقت‌فرسا بود.

he viewed his failures as a purgatorial phase.

او شکست‌های خود را به عنوان یک مرحله تطهیر می‌دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید