purged

[ایالات متحده]/pɜːdʒd/
[بریتانیا]/pɜrdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حذف کردن (مخالفان سیاسی و غیره)؛ پاکسازی کردن (از گناهان و غیره)؛ تصفیه کردن (روح، جو و غیره)؛ حذف شده (مخالفان و غیره)؛ پاکسازی شده (از گناهان و غیره)؛ تصفیه شده (روح، جو و غیره)؛ حذف شده (تأثیرات منفی، در قانون)

عبارات و ترکیب‌ها

purged data

داده پاکسازی شده

purged files

فایل‌های پاکسازی شده

purged cache

حافظه کش پاکسازی شده

purged records

رکورد های پاکسازی شده

purged logs

لاگ های پاکسازی شده

purged memory

حافظه پاکسازی شده

purged accounts

حساب های پاکسازی شده

purged applications

اپلیکیشن های پاکسازی شده

purged content

محتوای پاکسازی شده

purged settings

تنظیمات پاکسازی شده

جملات نمونه

the system purged old data to improve performance.

سیستم داده‌های قدیمی را برای بهبود عملکرد حذف کرد.

after the scandal, the company purged its management team.

پس از رسوایی، شرکت تیم مدیریتی خود را اخراج کرد.

the software was purged of unnecessary features.

نرم‌افزار از ویژگی‌های غیرضروری پاکسازی شد.

he purged his closet of clothes he no longer wore.

او کمد لباس خود را از لباس‌هایی که دیگر نمی‌پوشید، پاکسازی کرد.

the committee decided to purge outdated policies.

کمیته تصمیم گرفت سیاست‌های قدیمی را حذف کند.

she purged her emotions through writing.

او احساسات خود را از طریق نوشتن پاکسازی کرد.

the database was purged to free up storage space.

پایگاه داده برای آزاد کردن فضای ذخیره سازی پاکسازی شد.

he felt purged after confessing his secrets.

او پس از اعتراف به رازهایش احساس پاکسازی کرد.

the organization was purged of corrupt members.

سازمان از اعضای فاسد پاکسازی شد.

she purged her social media accounts of toxic relationships.

او حساب‌های رسانه‌های اجتماعی خود را از روابط سمی پاکسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید