purine

[ایالات متحده]/ˈpjʊəriːn/
[بریتانیا]/ˈpjʊrɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ترکیب آلی که جزء اسیدهای نوکلئیک است؛ به‌طور خاص، ترکیبی مانند کافئین یا اسید اوریک
Word Forms
جمعpurines

عبارات و ترکیب‌ها

high purine

پورین بالا

purine intake

مصرف پورین

purine content

مقدار پورین

purine level

سطح پورین

low purine

پورین پایین

purine metabolism

متابولیسم پورین

purine base

پایه‌ی پورین

purine-rich

غنی از پورین

purine sources

منابع پورین

purine synthesis

سنتز پورین

جملات نمونه

purine is an essential component of dna and rna.

پوری‌ن یک جزء ضروری از DNA و RNA است.

high purine foods can increase uric acid levels.

مصرف غذاهای حاوی مقدار زیاد پورین می‌تواند سطح اسید اوریک را افزایش دهد.

many people need to limit their purine intake.

بسیاری از افراد نیاز دارند مصرف پورین خود را محدود کنند.

purine metabolism plays a crucial role in cell function.

متابولیسم پورین نقش حیاتی در عملکرد سلول ایفا می‌کند.

some medications can affect purine levels in the body.

برخی داروها می‌توانند بر سطح پورین در بدن تأثیر بگذارند.

gout is often related to high purine consumption.

گوت اغلب با مصرف زیاد پورین مرتبط است.

understanding purine structure is important in biochemistry.

درک ساختار پورین در زیوشیمی مهم است.

foods rich in purine include organ meats and certain fish.

غذاهای غنی از پورین شامل گوشت‌های داخلی و برخی از ماهی‌ها هستند.

research on purine synthesis continues to advance.

تحقیقات در مورد سنتز پورین همچنان در حال پیشرفت است.

purine derivatives can have various biological effects.

مشتقات پورین می‌توانند اثرات بیولوژیکی مختلفی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید