pygmies

[ایالات متحده]/ˈpɪɡmiz/
[بریتانیا]/ˈpɪɡmiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه پیگمی؛ عضوی از برخی اقوام با قد بسیار کوتاه در آفریقای استوایی؛ افراد یا حیوانات بسیار کوچک؛ چیزی بسیار کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

pygmies in africa

کوتاه قدان در آفریقا

pygmies and forests

کوتاه قدان و جنگل‌ها

pygmies of congo

کوتاه قدان کنگو

pygmies and culture

کوتاه قدان و فرهنگ

pygmies in history

کوتاه قدان در تاریخ

pygmies and wildlife

کوتاه قدان و حیات وحش

pygmies of africa

کوتاه قدان آفریقا

pygmies in mythology

کوتاه قدان در اساطیر

pygmies and identity

کوتاه قدان و هویت

pygmies and survival

کوتاه قدان و بقا

جملات نمونه

pygmies are known for their unique culture.

پیرامیدها به خاطر فرهنگ منحصر به فردشان شناخته شده اند.

the pygmies live in the dense rainforest.

پیرامیدها در جنگل بارانی متراکم زندگی می کنند.

pygmies often rely on hunting and gathering for food.

پیرامیدها اغلب برای غذا به شکار و جمع آوری متکی هستند.

many pygmies have a deep connection to nature.

بسیاری از پیرامیدها ارتباط عمیقی با طبیعت دارند.

pygmies use traditional methods for fishing.

پیرامیدها از روش های سنتی برای ماهیگیری استفاده می کنند.

the pygmies' music is an important part of their identity.

موسیقی پیرامیدها بخشی مهم از هویت آنهاست.

pygmies face challenges from modern society.

پیرامیدها با چالش های ناشی از جامعه مدرن روبرو هستند.

many pygmies are skilled at crafting tools.

بسیاری از پیرامیدها در ساخت ابزار مهارت دارند.

the pygmies' knowledge of the forest is invaluable.

دانش پیرامیدها در مورد جنگل بسیار ارزشمند است.

efforts are being made to preserve pygmy cultures.

تلاش هایی برای حفظ فرهنگ های پیرامی در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید