pyromania

[ایالات متحده]/ˌpaɪrəʊˈmeɪnɪə/
[بریتانیا]/ˌpaɪroʊˈmeɪniə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اجبار برای آتش زدن؛ یک وسواس با آتش زدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pyromania diagnosis

تشخیص پیرومانیا

pyromania symptoms

علائم پیرومانیا

pyromania treatment

درمان پیرومانیا

pyromania behavior

رفتار پیرومانیا

pyromania cases

موارد پیرومانیا

pyromania risk

خطر پیرومانیا

pyromania research

تحقیقات پیرومانیا

pyromania therapy

درمان‌ شناسی پیرومانیا

pyromania treatment plan

برنامه درمان پیرومانیا

pyromania statistics

آمار پیرومانیا

جملات نمونه

he was diagnosed with pyromania after setting multiple fires.

او پس از آتش زدن چندین مورد، به دلیل پیرومانیا تشخیص داده شد.

pyromania is often associated with other psychological disorders.

پیرومانیا اغلب با سایر اختلالات روانشناختی مرتبط است.

she struggled with pyromania throughout her teenage years.

او در طول دوران نوجوانی با پیرومانیا دست و پنجه نرم کرد.

understanding the causes of pyromania can aid in treatment.

درک علل پیرومانیا می تواند به درمان کمک کند.

he sought help for his pyromania before it escalated.

او قبل از تشدید آن برای پیرومانیا کمک گرفت.

pyromania is characterized by an uncontrollable urge to start fires.

پیرومانیا با یک عطش کنترلی نشودنی برای شروع آتش مشخص می شود.

therapists often address pyromania through cognitive behavioral therapy.

درمانگران اغلب پیرومانیا را از طریق درمان شناختی رفتاری مورد توجه قرار می دهند.

his fascination with fire led to a diagnosis of pyromania.

علاقه او به آتش منجر به تشخیص پیرومانیا شد.

education about fire safety can help prevent pyromania.

آموزش ایمنی آتش می تواند به جلوگیری از پیرومانیا کمک کند.

pyromania is a serious condition that requires professional intervention.

پیرومانیا یک وضعیت جدی است که نیاز به مداخله حرفه ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید