quarrelsomeness

[ایالات متحده]/ˈkwɔːr.əl.sə.məs/
[بریتانیا]/ˈkwɔr.əl.sə.məs/

ترجمه

n. علاقه به بحث کردن; تمایل به مشاجره
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

quarrelsomeness in nature

خشونت در طبیعت

quarrelsomeness of children

خشونت کودکان

quarrelsomeness breeds conflict

خشونت باعث ایجاد درگیری می‌شود

quarrelsomeness in relationships

خشونت در روابط

quarrelsomeness among peers

خشونت بین همسالان

quarrelsomeness and strife

خشونت و نزاع

quarrelsomeness in discussions

خشونت در بحث‌ها

quarrelsomeness can escalate

خشونت می‌تواند تشدید شود

quarrelsomeness of adults

خشونت بزرگسالان

جملات نمونه

his quarrelsomeness often drives people away.

غرغره او اغلب مردم را از خود دور می‌کند.

quarrelsomeness can lead to unnecessary conflicts.

غرغره می‌تواند منجر به درگیری‌های غیرضروری شود.

she tried to avoid his quarrelsomeness during the meeting.

او سعی کرد در طول جلسه از غرغره او اجتناب کند.

his quarrelsomeness is well-known in the office.

غرغره او در دفتر خوب شناخته شده است.

quarrelsomeness can ruin friendships.

غرغره می‌تواند دوستی‌ها را خراب کند.

they tried to manage her quarrelsomeness with patience.

آنها سعی کردند با صبر و حوصله غرغره او را مدیریت کنند.

his quarrelsomeness was evident during family gatherings.

غرغره او در گردهمایی‌های خانوادگی آشکار بود.

quarrelsomeness can be a sign of deeper issues.

غرغره می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر باشد.

they decided to address his quarrelsomeness in therapy.

آنها تصمیم گرفتند غرغره او را در درمان مورد توجه قرار دهند.

her quarrelsomeness often makes discussions difficult.

غرغره او اغلب بحث‌ها را دشوار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید