quintuplicate results
نتایج پنج برابری
quintuplicate data
داده های پنج برابری
quintuplicate efforts
تلاش های پنج برابری
quintuplicate costs
هزینه های پنج برابری
quintuplicate revenue
درآمد پنج برابری
quintuplicate size
اندازه پنج برابری
quintuplicate output
خروجی پنج برابری
quintuplicate growth
رشد پنج برابری
quintuplicate volume
حجم پنج برابری
quintuplicate speed
سرعت پنج برابری
the company's profits have quintuplicated this year.
سود شرکت امسال پنج برابر شده است.
we need to quintuplicate our efforts to meet the deadline.
ما باید تلاشهای خود را پنج برابر کنیم تا مهلت مقرر را رعایت کنیم.
her workload seems to quintuplicate every month.
به نظر میرسد حجم کاری او هر ماه پنج برابر میشود.
the population in the city has quintuplicated over the last decade.
جمعیت شهر در طول ده سال گذشته پنج برابر شده است.
they aim to quintuplicate their sales by the end of the year.
آنها قصد دارند تا پایان سال فروش خود را پنج برابر کنند.
to succeed, we must quintuplicate our marketing strategies.
برای موفقیت، ما باید استراتژیهای بازاریابی خود را پنج برابر کنیم.
the data showed that the expenses quintuplicated after the new policy.
اطلاعات نشان داد که هزینهها پس از سیاست جدید پنج برابر شدهاند.
his savings quintuplicated after the investment.
پسانداز او پس از سرمایهگذاری پنج برابر شد.
we need to quintuplicate our resources for the project.
ما برای پروژه به پنج برابر منابع خود نیاز داریم.
her energy levels quintuplicated after the vacation.
سطح انرژی او پس از تعطیلات پنج برابر شد.
quintuplicate results
نتایج پنج برابری
quintuplicate data
داده های پنج برابری
quintuplicate efforts
تلاش های پنج برابری
quintuplicate costs
هزینه های پنج برابری
quintuplicate revenue
درآمد پنج برابری
quintuplicate size
اندازه پنج برابری
quintuplicate output
خروجی پنج برابری
quintuplicate growth
رشد پنج برابری
quintuplicate volume
حجم پنج برابری
quintuplicate speed
سرعت پنج برابری
the company's profits have quintuplicated this year.
سود شرکت امسال پنج برابر شده است.
we need to quintuplicate our efforts to meet the deadline.
ما باید تلاشهای خود را پنج برابر کنیم تا مهلت مقرر را رعایت کنیم.
her workload seems to quintuplicate every month.
به نظر میرسد حجم کاری او هر ماه پنج برابر میشود.
the population in the city has quintuplicated over the last decade.
جمعیت شهر در طول ده سال گذشته پنج برابر شده است.
they aim to quintuplicate their sales by the end of the year.
آنها قصد دارند تا پایان سال فروش خود را پنج برابر کنند.
to succeed, we must quintuplicate our marketing strategies.
برای موفقیت، ما باید استراتژیهای بازاریابی خود را پنج برابر کنیم.
the data showed that the expenses quintuplicated after the new policy.
اطلاعات نشان داد که هزینهها پس از سیاست جدید پنج برابر شدهاند.
his savings quintuplicated after the investment.
پسانداز او پس از سرمایهگذاری پنج برابر شد.
we need to quintuplicate our resources for the project.
ما برای پروژه به پنج برابر منابع خود نیاز داریم.
her energy levels quintuplicated after the vacation.
سطح انرژی او پس از تعطیلات پنج برابر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید