racetracks

[ایالات متحده]/ˈreɪs.trækz/
[بریتانیا]/ˈreɪs.trækz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع racetrack

عبارات و ترکیب‌ها

famous racetracks

مسیرهای مسابقه معروف

local racetracks

مسیرهای مسابقه محلی

professional racetracks

مسیرهای مسابقه حرفه‌ای

empty racetracks

مسیرهای مسابقه خالی

historic racetracks

مسیرهای مسابقه تاریخی

popular racetracks

مسیرهای مسابقه محبوب

international racetracks

مسیرهای مسابقه بین‌المللی

modern racetracks

مسیرهای مسابقه مدرن

closed racetracks

مسیرهای مسابقه بسته

جملات نمونه

many famous horses race on the racetracks every year.

هر سال اسب‌های مشهور زیادی در مسابقات اسب‌دوانی مسابقه می‌دهند.

racetracks can be found in various cities around the world.

مسیرهای مسابقه در شهرهای مختلف در سراسر جهان یافت می‌شوند.

she loves to visit the racetracks during the summer.

او عاشق بازدید از مسیرهای مسابقه در طول تابستان است.

the racetracks are often crowded on weekends.

مسیرهای مسابقه اغلب در آخر هفته‌ها شلوغ هستند.

he placed a bet on his favorite horse at the racetracks.

او روی اسب مورد علاقه خود در مسیرهای مسابقه شرط بندی کرد.

racetracks offer a thrilling experience for spectators.

مسیرهای مسابقه یک تجربه هیجان انگیز برای تماشاگران ارائه می‌دهند.

some racetracks host special events throughout the year.

برخی از مسیرهای مسابقه در طول سال رویدادهای ویژه برگزار می‌کنند.

racetracks require careful maintenance to ensure safety.

مسیرهای مسابقه برای اطمینان از ایمنی به نگهداری دقیق نیاز دارند.

many people enjoy the excitement of horse racing at racetracks.

بسیاری از مردم از هیجان مسابقات اسب‌دوانی در مسیرهای مسابقه لذت می‌برند.

racetracks are an important part of the horse racing industry.

مسیرهای مسابقه بخش مهمی از صنعت اسب‌دوانی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید